تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - نكتهها مستكبران كيانند؟!
نكتهها: مستكبران كيانند؟!
در چندين آيه از آيات قرآن" استكبار" به عنوان يك صفت ويژه كفار به كار رفته، و از همه آنها استفاده مىشود، كه منظور از آنها تكبر از قبول حق است.
در سوره نوح آيه ٧ مىخوانيم: وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً:
هنگامى كه من اين گروه بىايمان را دعوت مىكنم تا مشمول عفو تو شوند انگشتها را در گوش گذارده و در زير لباس خود را پنهان مىكنند، و در گمراهى اصرار مىورزند و در برابر حق استكبار دارند.
و در سوره" منافقين" آيه ٥ مىخوانيم: وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ:" و هنگامى كه به آنها بگويى بيائيد تا رسول خدا براى شما آمرزش بطلبد، سرپيچى مىكنند و آنها را مىبينى كه مردم را از راه حق باز مىدارند و استكبار مىورزند".
و در سوره" جاثيه" آيه ٨ درباره همين گروه مىخوانيم: يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها:" آيات خدا را كه بر او خوانده مىشود مىشنود، اما چنان با حالت استكبار اصرار بر كفر دارد كه گويى آن آيات را هرگز نشنيده است"! و در حقيقت بدترين استكبار همان تكبر از قبول حق است، چرا كه تمام راههاى هدايت را به روى انسان مىبندد و تمام عمر در بدبختى و گناه و بىايمانى مىماند.
على ع" در نهج البلاغه" در خطبه" قاصعه" صريحا شيطان را