تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - تفسير تجزيهگران و التقاطيها!
كوتاه انسان را به خدا پيوند داده و روح او را در آستانش به تعظيم و تسليم و راز و نياز وا مىدارد.
در حقيقت دستور اول راجع به چشم ندوختن به نعمتهاى مادى است، و دستور دوم درباره غم نخوردن در برابر محروميت از آنست.
اين احتمال نيز در تفسير جمله و لا تحزن عليهم داده شده است كه اگر آنها به تو ايمان نمىآورند غمگين مباش، زيرا ارزشى ندارند و لياقتى، ولى تفسير اول با جملههاى قبل مناسبتر به نظر مىرسد.
به هر حال نظير همين مضمون در سوره طه آيه ١٣١ به طور واضحتر آمده است:
وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى:" چشم خود را به نعمتهايى كه به گروههايى از آنها دادهايم نيفكن، اينها گلهاى زندگى دنيا است (گلهايى ناپايدار كه
[١]" ازواجا" مفعول" متعنا" و" منهم" جار و مجرور، متعلق به فعل عموم مقدر مىباشد و مجموعا چنين معنى مىدهد:" گروههاى مختلفى از كفار ...".