صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٣
سوال: راجع به شاه شما چه مىگوئید؟ آیا شما دستور دادهاید که او را در خارج بکشند؟ و آیا به نظر شما این کار ممکن است؟
جواب: نه من دستور ندادم، من میل دارم که بیاید ایران و او را محاکمه کنیم. من اگر مىتوانستم او را حفظش مىکردم و مىآوردمش ایران و علنا او را محاکمه مىکردیم براى این پنجاه و چند سال ظلمى که کرده و آن خیانتهائى که او کرده است جبران مىکردیم و این سرمایههائى که از ما به خارج برده است اگر او کشته بشود از دست ما مىرود لکن اگر حفظش کنیم و بیاوریم به اینجا ممکن است این ثروت برگردد به ایران سوال: شما مایلید که مثل آیشمن که گرفتند آوردند به اسرائیل، او را هم مثلاً بگیرند و به همان ترتیب بیاورند ایران؟
جواب: من مایلم که او بیاید ایران، بیاورندش ایران و ما محاکمه کنیم. (خطاب به مترجم) بگویید به او که مرحوم مدرس که با شاه سابق دشمن سرسخت بود یک وقتى که شاه به سفر رفته بود، وقتى آمده بود، مرحوم مدرس گفته بود که من به شما دعا کردم. خیلى او خوشش آمده بود که چطور یک دشمن دعا کرده بود. گفته بود نکته این است که اگر تو مرده بودى اموالى که از ما غارت کرده بودى و به خارجىها داده بودى همه از بین رفته بود و من دعا کردم تو زنده باشى برگردى بلکه بتوانیم ما مالها را برگردانیم. حالا ما هم همانطور هستیم و این پسر هم بیشتر از او اموال ما را برده است به خارج.
سؤال: اگر اموال را شاه پس بدهد، شما رهایش مىکنید؟
جواب: راجع به خیانتهایش، اگر چنانچه پولها را به ما پس بدهد، آن مقدارى که پس بدهد البته دیگر حرفى با او نیست، اما یک خیانتهائى که به ملیت ما کرده است، آنها را جبران نمىشود کرد و نمىشود ولش کرد. یک خیانتهائى به اسلام کرده است آن هم ما نمىتوانیم جبران کنیم. این جنایتهائى که کرد. مردم را به کشتن داد، دست جمعى پانزده خرداد خود او از قرارى که به ما اطلاع دادهاند عامل مستقیم قتل عام ما بوده است. اینها یک چیزى نیست که بخشیدنى باشد. آنهائى که در پانزده خرداد کشته همه را زنده کند، دیگر حرفى نیست.
سؤال: یعنى تنها شاه یا همه خانوادهاش؟