صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٣
نوکران اجانب با اسم آزادى و دموکراسى معارضه با اسلام و مسلمین مىکنند
خوب، در زمان این رژیم که فریاد مىکردند که آزاد زنان و آزاد مردان چه فعالیتى زنها داشتند؟ فعالیتى که ما از زنها مىدیدیم این بود که چندتایشان جمع بشوند بروند، با آن وضع فضیح بروند سرقبر رضاخان، آنجا تشکر کنند از اینکه ما را آزاد کردید، چه جور آزاد کرد؟ چه کرد؟ فکر این نیستند که چه آزادى اینها به آنها اعطا کردند و تا چه اندازه اینها مىخواستند زنها یا مردها آزاد باشند. بله، آنها یک آزادى را مىخواستند، حالا هم این اشخاصى که قلم دستشان است و بر ضد اسلام و بر ضد روحانیت چیز مىنویسند همین آزادى را مىخواهند و آن آزادى است که دیکته شده است از غرب براى به فساد کشیدن جوانهاى ما. زن و مردشان را اینها مىخواهند که آزاد باشند، زنها براى اینکه در مجالس آنطورى که تشکیل مىدادند و داشتند بروند، بروند آنجا و با آن وضع در حضور چشمهاى ناپاک مردها، آن وضع را درست کنند. این نحو آزادى مىخواهند که هم خواهرهاى ما را به فساد و تباهى بکشند و هم جوانهاى ما، مردهاى ما را به تباهى بکشند. اینها مىخواهند که همه فحشا آزاد باشد، آزادى را در زمان ایشان که آزادى زن و آزادى بود، کدام زن توانست راجع به مسائل روز یک کلمه بگوید و کدام مرد توانست که راجع به گرفتارىهائى که ملت ما از دست اجانب و از دست داخلىها داشتند یک کلمه بنویسد؟ کدام مطبوعات ما آزاد بودند؟ کجا رادیو و رادیو تلویزیون آزاد بود؟ و مردم، جوانها، دانشگاهىها و طلاب علوم دینى کجا آزاد بودند؟ در این پنجاه سال که من شاهد قضایا بودم آزادى واقعى مفید براى جامعه مسلوب بود، هیچ نداشتیم. یعنى زنها آزاد نبودند که راجع به مسائل جامعه فعالیت بکنند یا حرف بزنند راجع به گرفتارىهاى ملت، راجع به گرفتارى ملت به دست شرق و غرب، هیچ آزادى نبود، راجع به گرفتارىهاى ملت از دست دولتهاى دست نشانده یک کلمه آزاد نبودند که صحبت کنند. پس ما سه قطعه از زمان را که بعضى از آن را شما و همهاش را در تاریخ ثبت شده و مىشود، زمان سه قطعه، این صد سال اخیر سه قطعه دارد.
از اول صد سال تا زمان مشروطه و بعد از مشروطه تا زمان رضاخان یک قطعه حساب بکنیم و وضع آنوقت و آزادى زنها در آنوقت و آزادى مردم در آنوقت با اینکه آنوقت هم حکومتش فاسد بود آن را حساب کنیم، یک قطعه هم از بعد از رفتن این رژیم یا در حال شکست این رژیم که دیگر نمىتوانست کارى بکند، تا حالا هم یک قطعه حساب بکنیم. یک قطعه هم در زمان رژیم، از زمانى که رضاخان کودتا کرد تا زمانى که رژیم از بین رفت، قدرتش از بین رفت. این سه حال را ما ملاحظه مىکنیم و عرضه مىکنیم به اینهائى که حالا هم براى این رژیم یا نظیر آن رژیم اشک مىریزند و با اسم آزادى و با اسم دموکراسى معارضه با اسلام و مسلمین مىکنند. ما عرضه مىکنیم این سه قطعه از زمان را با اینکه قطعه سابقش هم که در زمان قاجاریه بود و آنها، آنوقت هم مرضى اسلام نبود لکن آنوقت قدرت مسلمین زیادتر بود و حکومت، آن قدرت و غلبه را بر روحانیون اسلام نداشت ضعیف بود قدرتش در مقابل روحانیون و در مقابل ملت، با آن زمانى که رضاخان آمد و قدرت به او دادند و قدرت پیدا کرد و سرکوب کرد هم روحانیون را و هم سایر ملت را تا وقتى که این آدم رو به ضعف رفت، زمان