صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٩
است جوانها داشته باشند فلج بکنند و آن فعالیتى که ممکن است معلمین و - عرض مىکنم که - دانش آموزها داشته باشند فلج کنند. حالا که مادر یک همچو مقطع از زمان واقع شدیم که آنها بحمدالله رفتند، دیگر تمام شد کارشان، جهنم انشاءالله رفتند. حالا که نوبت به شما رسیده است و شما سرپرستى مىخواهید بکنید از فرهنگ، باید حالا توجهتان در این باشد که آنى که آنها به ما مىخواهند تحویل بدهند تحویل نگیرید، خودتان کار انجام بدهید. نمىگویم من تمدن آنها را تحویل نگیرید، آنى که آنها مىخواهند به ما بدهند تمدن نیست. آن، آنى است که تباه مىکند ما را، آن همان تمدنى است که دروازه تمدن به ما مىداد، آن همان است. چه بود؟ هر جایش بروید خراب است. الان بیچاره دولت چه بکند؟ این سد شکسته، پشت این سد همه چیز خراب است. خوب، نمىتوانند انجام بدهند، این باید با کمک همه قشرها انجام بگیرد، یعنى هر کس مشغول هر کارى هست آن کار را خوب انجام بدهد. من نمىگویم شما باید بروید مثلاً یک اداره مالیه را درست بکنید، نه این درست نمىشود، شما باید در فرهنگ که هستید، فرهنگ را خوب انجام بدهید، وظیفه هر شخص، وظیفه خودش را در آن پستى که دارد خوب انجام بدهد و دو چشمى هم مواظب این باشد که کلاه غربى سرش نرود، ما بازى خور هستیم.
کلمه اسلام جامع تمامى ارزشهاى انسان ساز
یکى از خبرنگارها آمد گفت که (همین چند روز پیش از این) در یک مصاحبه گفت که شما چرا مىگوئید که جمهورى اسلامى و حتى دموکراتیکش هم از پهلویش بر مىدارید؟ گفتم اولا اینکه (آنکه به او گفتم) اولا اینکه این دموکراتیک و دموکراسى تفسیرهاى مختلف شده است، ارسطو یک جور تفسیر کرده است، الان هم که ما هستیم، غربىهاى سابق یک جور تفسیر مىکردند، غربىهاى لاحق یک جور، شوروى یک جور تفسیر مىکند. ما وقتى یک قانون مىخواهیم بنویسیم، باید صریح باشد و معلوم. یک لفظ مشترکى که هر کس یک جورى به یک طرف مىکشدش، ما نمىتوانیم استعمالش کنیم و ثانیا - ما این را دیگر به شما - عرض مىکنم که - ما مثل مار گزیدهاى که از افسار، از ریسمان سفید و سیاه مىترسد است، ما مار گزیده هستیم، ما از غرب بد دیدیم، تباه کردند ما را اینها، حالا ما باز بیائیم همان لفظى که غربى دلش مىخواهد، تحمیل به ما بکند، ما مىترسیم از این. ما خودمان لفظ داریم چه داعى داریم به اینکه برویم و ثالثا به او گفتم این را که ما ناراحت مىشویم از اینکه خیال بشود که اسلام ندارد چیزى، تهى است از دموکراتیک به اصطلاح شما، از دموکراسى به اصطلاح شما، بهترش را دارد. ما وقتى اسلام را گفتیم، همه چیز در آن هست، آنى که ما مىخواهیم هست در آن، آنى که ملت مىخواهد هست در آن. این قید گذاشتن معنایش این است که این اسلام تهى است از این، ما مىخواهیم یک چیزى هم پهلویش بگذاریم. و ما ناراحت مىشویم از اینکه شما خیال کنید که ما نداریم چیزى و باید حتما از خارج وارد بکنیم آنى که از خارج وارد مىکنند آنهائى است که براى ما مضر است و آنهائى هم، بیچارههائى هم که مبتلاى به این مرض هستند و قلم را دستشان مىگیرند و هى مىنویسند، هى