صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٤
آنوقت بگوئید انحصار طلب.
این نهضت را با قدرت روحانیت و اسلام که ملت ما اسلامى بودند و علاقه به اسلام و کارکنان اسلام داشتند به اینجا رساندند و شما به جاى اینکه تشکر کنید از اینها که شما را از خارج ایران به داخل کشاندند، شمائى که در خارج ایران بعضى تان بسر مىبردید و جرات اینکه به مرز ایران وارد بشوید نداشتید، زحمات ملت ما که در راسش روحانیت بود شما را از خارج به داخل کشاند و شما را از زوایهها بیرون آورد و شما را از سکوت به صحبت کشاند و قلمهاى شکسته شما را دوباره تجدید کرد. شما به جاى اینکه از اینها تشکر کنید، از شما اجر و مزدى هیچ وقت نخواستند و منصبى و ادارهاى هم اینها نمىخواهند و عوض اینکه قدردانى کنید از اینها، مىگوئید با اظهار تاسف که مبادا یک وقتى بشود که ملت ماکذا، ملت، آخر تو کى هستى که ملت تو، ملت به تو چه کار دارد. ملت آنى است که به جمهورى اسلامى نود و هشت و نیم، قریب نود و نه به جمهورى اسلامى راى داد که شما مىگفتید اسلامش نه، همین شماهائى که حالا این حرفها را مىزنید، آن وقت هم مىزدید شماى اسلام نهها، حرفها مىزدید، همه قوایتان را روى هم گذاشتید و یک در صد و یک قدرى بیشتر درصد، با اینکه خیانت هم کردید، نود و هشت و مقدارى زیادترش مال توده مردم و مسلمانان بود، مال مذهبىها بود، یعنى برد مذهب، و شما حالا از مذهب مىترسید. آخر شما چکاره هستید که مىگوئید روحانیون... و مىترسیم براى ملت. ملت ما آن ملتى است که به مجلس خبرگان وقتى که مىرسد، روحانى را تعیین مىکند، آنى که نظیر روحانى را فکر مىکند، الا نادر که بازور و با فشار و تقلبشان است. شما ملت را هیچ حساب مىکنید و بعد مىگوئید ملت ما. ملت شما یعنى ملت ایران، این است که وقتى به او مىگوئید که وکیل بفرست به مجلس خبرگان، مىفهمد چه مىکند. مجلس خبرگان یک مجلسى است براى تشخیص و پیاده کردن یک قانون که با اسلام مخالف نباشد. ما جمهورى مىخواهیم که، جمهورى مثلاً دموکراتیک نمىخواهیم، جمهورى غربى یا شرقى را نمىخواهیم، ما جمهورى اسلامى مىخواهیم. جمهورى اسلامى وقتى که ما مىخواهیم، مردم مىفهمند که کى را باید براى تشخیص احکام اسلام توى مجلس ببرند. شما مىخواهید که مردم بیایند شما را تعیین کنند که اسلام را معتقد نیستید یا اگر دارید، یک اسلام خشک که اصلش کار نداشته باشد به هیچ کارى، شما را بیایند و تعیین بکنند؟! ملت شما را تعیین کرد؟! ملت ما یعنى چه، شما کى هستید که ملت ما مىگوئید. ملت آن است که تعیین کرد سرنوشت خود را و قانون اساسىاش را داده دست یک عده ملا و مجتهد در مجلس، توچه اشکال دارى؟
مىگوئید که ما به زور باید این آقایان را کنار بگذاریم و یک دسته مثلاً دموکرات بیاوریم توى کار، زورى که نیست. شما مىخواهید از قوانین عالم فرار کنید؟ شما خوف چه دارید؟ شما خوف این دارید که ملت ما مبادا پیروز بشوند. خوب، ملت است این آخر، تو و شمائى که دم مىزنید از اینکه دموکراسى، دموکراسى، دروغى از آن دم مىزنید، کجاى دموکراسى به هم خورده است؟ تا حالا رفراندمش با زور سر نیزه بوده؟! مجلس خبرگانش با زور بوده، با سر نیزه بوده؟! علماء بلادش که