صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٤
نداشتند. این قدرت چه قدرتى بود که همه آنها را شکست؟ این یک قدرت نورانى بود، اسلامى بود، یک قدرت الهى بود که غلبه کرد بر جنود شیطان. شما چرا باید سست بشوید؟ شما یک قوه خارق العاده دارید که با آن قوه یک سدى را شکستید که تمام دنیا را به حیرت انداختید و هیچ احتمال اینکه این سد را بتواند کسى بشکند نبود. باید شما هر وقت مىآید یک سستى درتان پیدا بشود، ملاحظه این را که پشتوانه شما خداست، این را ملاحظه کنید. و با آن نیروى ایمان است که شما توانستید نهضت را تا اینجا برسانید و این نیروى ایمانى را باید حفظ بکنید و هیچ وقت مایوس نشوید و هیچ وقت سستى به خودتان راه ندهید، که یاس و سستى و اینها از جنود شیطان است. همیشه امیدوار باشید. همیشه اطمینان قلب داشته باشید. شماها پیروزید. وقتى براى اسلام یک نهضتى باشد، یک قیامى، قیام الهى باشد، قیام اسلامى باشد. این قیام اسلامى خواه ناخواه پیروز است. و بحمدالله براى اقشار ملت ما یک تحولى پیدا شد که این تحول اعجاب آور بود که یک جمعیتى که در فکر هیچ این مسائل نبودند، در ظرف مدت کوتاهى از بچه و بزرگ و دانشگاهى و غیر دانشگاهى و بازارى و کارگر همه به فکر این افتادند که باید این امور را اصلاًح کرد. وقتى یک ملتى به فکر یک مطلبى باشند درست مىشود. البته با تدریج درست مىشود، مهم این است که ما هر کدام وظیفه براى خودمان بدانیم یعنى من که یک طلبه هستم، اینجا براى خودم وظیفه بدانم که آنقدرى که مىتوانم خدمت بکنم، شما خواهرها هم که در محل خودتان هستید، وظیفه بدانید که یک مملکتى را آشفته است و خراب کردند و از بین بردند، خودتان با همتتان این مملکت را بسازید و تربیت کنید.
فرهنگ ما، فرهنگ غنى است
مهم این است که این اشخاصى که از مسائل دورند، از مسائل روز دورند، از مسائل اسلامى دورند، اسلام را نشناختهاند، اینها آگاه بشوند اینها را تربیت بکنید. بالاتر فاجعهاى که براى این ملت اتفاق افتاده است در این ظرفهاى طولانى این است که فکرشان عوض شده است، یک فکرى شده است، فکر غربى شده. فکرشان، توجهشان همه به این است که ما خودمان چیزى نداریم، از خارج باید بیاید. اینها باید علاج بشود، به آنها فهمانده بشود که ما خودمان همه چیز داریم، غرب به ما محتاج است، نه ما به او. این احتیاج است که آنها را وادار مىکند که با همه قوا طرفدارى از محمدرضا بکنند براى اینکه مىبینند محتاج به او هستند، محتاج به این هستند که به این مملکت تسلط پیدا بکنند و ذخایر این مملکت را ببرند. مملکت ما یک مملکت غنىاى است و یک مملکتى است که همه چیز خودش را مىتواند اداره بکند، وسعتش وسعتى است که براى (از قرارى که احتمال مىدهند) براى صدوپنجاه میلیون جمعیت کافى است و ذخایرش ذخایر بسیار ارزنده است و امیدوارم که ذخایر انسانیش هم رشد پیدابکند وانسانها انسانهاى رشید بشوند. آنهایى که، خواهرهایى که تاکنون داخل در مسائل روز نبودند، در مسائل داخل بشوند. قشرهائى که فکر نمىکردند در این امور، به فکر بیفتند، اشخاصى که باقلم و قدم خودشان غربى فکر مىکردند و دعوت به غرب مىکردند، به خود