صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٢
سوره فاستقم کما امرت و من تاب معک روایت شده است از پیغمبراکرم شیبتنى سوره هود لمکان هذه الامر در سوره شورا هم هست نفرمود سوره شورا، فرمود سوره هود، براى اینکه در سوره هود و من تاب معک است یعنى چون استقامت ملت را هم به عهده من گذاشته است که مستقیم باش و هر که با توست مستقیم باشد، این من را پیر کرد. الان استقامت ملت با شما روحانیون است، یعنى خطاب فاستقم کما امرت. یک نهضت حاصل شده، استقامت لازم دارد، یک جمهورى اسلامى تحقق پیدا کرده، استقامت در مقابل او لازم است باید نگهش دارید و همه اشخاصى که با شما هستند هم به عهده شماست که استقامتشان را حفظ کنید. اهل مسجدید، اهل مسجد را، امام جماعتید، اهل مسجد را باید استقامتشان را حفظ بکنید، خطیب هستید، مستمعین را باید حفظ بکنید. هر چه هستید و در هر جا هستید زمام امور مردم به دست شماهاست و پیغمبر اکرم مىفرماید که: شیبتنى سوره هود سوره پیرم کرد. سوره هود، براى اینکه استقامت امت را هم به عهده من گذاشتهاند. این یک چیز بزرگى است. استقامت هر مسجدى و اهل هر مسجدى به عهده امام مسجد است. استقامت هر شنوندهاى به عهده گوینده است. گویندهها باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند. ائمه جماعت باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند دیگران را. بنابراین ما باید وظیفه خودمان که بزرگترین وظیفه است بدانیم و بعد از اینکه مطلبمان حق است مستقیم باشیم در این مطلب حق. این اشکالى در کار نیست که مطلب ما حق است، ما بحق هستیم، ما در مقابل باطل هستیم، رژیم شاهنشاهى باطل بود و شما در مقابل رژیم شاهنشاهى ایستادید، پس شما حق هستید، در مقابل باطل ایستادهاید، استقامت مىخواهد، تا استقامت در کار نباشد، نمىتوانید به پیروزى نهایى برسید.
هر کس در هر جا هست باید همان محل خویش رادرست کند
ما بین راه هستیم الان، اینطور نیست که ما صد در صد پیروز شدیم. مایک سدى را شکستیم، شما شکستید،قدرت ملت شکست، اسلام شکست، قرآن شکست، ماها چیزى نیستیم، ایمان مردم شکست این سد را، این سد شکسته شده، پشت سد وقتى که وارد شدید دیدید که همه چیز آشفته است، نه فقط دانشگاه آشفته است، دانشگاه شما هم آشفته است، منبرهایمان هم آشفته است، محرابهاىمان هم آشفته است ( عرض کردم چون خودمانى هستیم باید بگویم) مجامع علمىمان هم آشفته است. پشت این سد همه چیز را آشفته دیدیم و باید همه در سازندگى این آشفتگىها شرکت کنیم. به عهده یکى گذاشتن یا یک جمعى گذاشتن یک امرى است که نخواهد شد. اگر شما بخواهید که این آشفتگىها را به عهده دولت بگذارید، به عهده مثلاً مراجع عظام بگذارید نمىشود. هر کس در هر جا هست باید همان محل خودش را درست کند. در یک ادارهاى فرض کنید که صد نفر، دویست نفر هستند و پستهائى دارند، اگر این کسى که این پست را دارد، بگوید که اینها را آن رئیس اداره درست کند یا آن کسانى که پستهاى دیگر دارند، این درست نمىشود، این باید همان پستى را که دارد اداره کند و صحیح اداره کند، آن یکى هم آنى که دارد صحیح اداره کند، وقتى همه صحیح اداره کردند درست مىشود. وقتى بنا