صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧١
تاریخ: ١٨/٦/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع کارکنان واحد بخش صداى جمهورى اسلامى ایران
تمام شهادتها و ایثارگرىها براى تحقق اسلام عزیز بود
بسم الله الرحمن الرحیم
من میل دارم که همه قشرهاى ملت، خصوصاً قشرهائى که در خدمت دولت هستند، همه ادارات مختلفه و از همه بالاتر رادیو و از آن بالاتر رادیو و تلویزیون میل دارم که باورشان آمده باشد که جمهورى اسلامىاست. یک وقت انسان راى مىدهد به جمهورى اسلامى (که رأى دادید) یک وقت هم هست که محتواى جمهورى اسلامى را مطلع نیست، این باید مطلع بشود که جمهورى اسلامى معنایش این است که رأى عموم یا اکثر، براى نظام و محتواى نظام اسلام و احکام اسلام، برنامه اسلام است، یک وقت این را هم مىداند لکن باز باورش نیامده است که باید همه چیز اسلامى بشود. من میل دارم که همه باورشان آمده باشد که این نهضتى که از اول تا آخرش قریب پانزده، شانزده سال طول کشید و زحمتها کشیده شد، خونها داده شد و جوانها از دست رفت، خانهها از دست رفت، خانمانها خراب شد و خصوصاً در این یکى دو سال آخر که همه شاهد بودید که چه شد، باورمان آمده باشد که این همه براى اسلام بود. هیچ من نمىتوانم و هیچ عاقلى نمىتواند تصور کند که بگویند ما خونهاىمان را دادیم که خربزه ارزان بشود، ما جوانهایمان را دادیم که خانه ارزان بشود. هیچ عاقلى جوانش را نمىدهد که خانه ارزان گیرش بیاید. مردم همه چیزشان را براى جوانهاشان مىخواهند، براى خانمانشان مىخواهند. این منطق، یک منطق باطلى است که شاید کسانى انداخته باشند، مغرضها انداخته باشند توى دهن مردم که بگویند ما خون دادیم که مثلاً کشاورزیمان چه بشود، آدم خودش را به کشتن نمىدهد که کشاورزیش چه بشود. چرا همان منطقى که خود مردم در تمام طول مدت و خصوصا در این آخر منطقشان بود آن را ذکر نمىکنند؟ همه دیدید که تمام قشرها، خانمها ریختند توى خیابانها، جوانها ریختند توى خیابانها، در پشت بامها، در کوچه و برزن و همه جا فریادشان این بود که ما اسلام را مىخواهیم و جمهورى اسلامى مىخواهیم. براى اسلام است که انسان مىتواند جانش را بدهد. اولیاى ما هم براى اسلام جان دادند، نه براى اقتصاد. اقتصاد قابل این نیست که انسان، آدم اقتصاد را براى خودش مىخواهد، خودش را به کشتن بدهد که اقتصادش درست بشود! این معقول نیست، یا جوانهایشان را بدهند که نان ارزان گیرش بیاید! این یک چیز معقولى نیست. آن که معقول است و عمل شد و همه دیدیم و همه دیدید این است که همانطورى که در صدر اسلام، پیغمبر