صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨
خودشان هستند به این مسائل کمک مىکردند. یکى ا ز شعراشان در همان عصر (مضمون شعرش را مىگویم، شعرش هم یادم است) مىگوید تا آخوند و قجر در این مملکت هست این ننگ را کشور دارا به کجا ببرد. این ننگ اینکه، ننگ اینکه آخوند در این مملکت هست کشور دارا این ننگ را به کجا ببرد آنوقت که رضاشاه غلبه کرد، شاعر اینها منطقش این بود که یک ننگى است، روحانیون در اینجا ننگ است، کشور دارا باید از روحانیون و آن چیزى که روحانیون مىگویند که اسلام است، تا این هست چطور این ننگ را ما، یک مجلسى درست کردند در همان زمان آن شخص (شاید در اواخر زمان) که در آن مجلس نمایش غلبه اسلام بر ایران بود که لشکر عرب آمد و غلبه کرد و - عرض بکنم که چیز را - ایران را گرفت و آنوقت - چیز هم - عربستان هم جزء اینجا بود. آنجا دستمالها را در آوردند به گریه، گریه اینکه اسلام آمد و ایران را اسلامىاش کرد، گریه کردند. در یک مجلس عمومى درست کردند وضع را به طورى که دستمالها را در آوردند و به حال ایران گریه کردند که ایران اسلام آمده است. چه بود؟ براى این بود که مردم را از اسلام همچنین بترسانند که اسلام آمد و بکلى اوضاع را به هم زد. الان که ما اینجا نشستیم، من آن طرف بودم، یک طومار، یک چیزى آمد، تلکسى آمد که در آن این بود که به امر تو ایرانىها بر ضد کردها قیام کردند. اینطور الان حزب دموکرات در آنجا و آقایان کرد را هم اینها در مهاباد، چون الان دیدند مهاباد از دستشان دارد مىرود و وقتى رفت دیگر تمام شد و انشاء الله همین طورى مىشود، چون دیدند که دیگر کارشان دیگر به آخر رسیده است به اینجا منتهى شدند که یک تلکسى بود که الان من آن طرف خواندم، با اسم من شروع شده و دنبالش هم عده زیادى از روزنامهها و اینها رونوشت به همه آنها و همه به اینکه ما کردها، ملت کرد که با شما یکى هستند، چطور شده است که حالا همه مردم را شما وادار کردید همه ایران بر ضد کردها قیام کردند؟ در صورتى که همه ایران مىدانند که بر ضد، بر ضد ضد کرد، کردها قیام کردهاند، نه بر ضد کردها، چون ما همیشه داد این معنا را داریم که کردها با ما برادر هستند معذلک - به این - مطلب به این روشنى را دارند به من تلگراف مىکنند، به مهندس بازرگان تلگراف مىکنند و تلکس مىزنند.
تاریخ مبارزاتى انبیا و علماى اسلام، افشاگر تبلیغات کذب استعمار
وضع اینطورى است که مىخواهند اینطور نمایش بدهند، همین اشخاص بودند، همین اشخاصى هستند که اسلام را به مردم اینطورى نمایش مىدهند که اسلام آمده است که مردم را خواب کند، اسلام آمده است که طبقه مستضعف را خواب کند تا بزرگها اینها را بخورند و اینها صدایشان در نیاید، غافل از اینکه تاریخ در کار هست، تاریخ هست، تاریخ اسلام که دیگر دور نیست خیلى، در راجع به همه ادیان اینها مىگویند. خوب این تاریخ هست. همه ادیان وقتى که شما ملاحظه بکنید سران این ادیان که انبیا بودند، اینها از طبقه مستضعف قیام کردند و طبقه مستضعف را بر ضد قدرتها شوراندند. حضرت ابراهیم خودش بوده و یک تبرى، از طبقه پائین در مقابل آن نمرود عصر قیام کرد و آن مظاهر آنها که مظاهر اشرافیتشان را (بتپرستى هم آنوقت یک مظاهر اشرافى بود) آنها را