صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٨
اینکه قاضى یا فرض کنید دادستان اجازه به او بدهد کارى بکند وقتى هم به او اجازه، امر کرد باید انجام بدهد، حق ندارد تخلف بکند، هرج و مرج نباید باشد حالا، حالا که ما انقلاب کردیم باید هرج و مرجى باشیم! خوب، انقلاب کردیم، انقلاب که نباید هرج و مرج باشد، انقلاب روى موازین اسلام باید باشد، نباید ما یک کلمه انقلاب بگذاریم و هر کارى دلمان مىخواهد بکنیم بگوئیم که انقلابى است، انقلابى، انقلابى یعنى چه؟ مگر اسلام عوض مىشود در انقلاب؟ اسلام همان اسلام است. شما یک قدرت طاغوتى را کنار گذاشتید حالا مىگویى اسلام را مىخواهید پیاده بکنید، احکام اسلام را مىخواهید پیاده بکنید. باید با تمام احتیاطات لازم، با تمام دقتهاى لازم در این امور بررسى بشود یک وقت یک بیگناهى خداى نخواسته عرض مىکنم که یک مقاصدى که یک کسى ممکن است داشته باشد بیاید تهمت به او بزند، خداى نخواسته یک آدم بیگناهى چى بشود. و امروز هم این طورى که ملاحظه مىکنید روز تهمت است، این وضع من نمىدانم چه جور شده است که هر که به هر کس دلش مىخواهد هر چى مىگوید، نمىداند که تهمت زدن به مومن جزایش چى هست پیش خدا، نمىداند غیبت کردن از مؤمن چى هست، نمىداند که هتک حرمت مؤمن، هتک حرمت الله است، اینها را نمىدانند، هر که هر چه دلش مىخواهد حالا به هر کس، نه به یک نفر، نه به دو نفر به اشخاصى متقى تهمت مىزنند. خوب، البته یک دسته هم هستند که مىخواهند تهمت بزنند، اینها از یک اشخاصى ترس دارند، خوف دارند. ما اولى که آمدیم در اینجا و اینها خیال کردند که ما این اشخاص را، بعض این اشخاص را نمىشناسیم شروع کردند راجع به چند نفرى که بیست سال من با آنها آشنا بودم، مثل آقاى دکتر یزدى، آقاى بنى صدر، آقاى قطبزاده اینهائى که من بیست سال با آنها آشنا بودم و اینها بیست سال در خارج خدمت کردند، به ضد اینها، به ضد رژیم عمل کردند به مجرد اینکه اینها آمدند فوراً هى کاغذ مىآمد که اینها امریکا هستند، اینها اصلاً مگر فارسى هم بلدند؟ نسبت به آقاى یزدى مىگویند مگر فارسى بلد است این؟! اینکه آمریکائى است. آخر چرا باید اینطور انسان باشد. حالا از اینها یک قدرى سست شده، حالا افتادند به جان یک قشر دیگر. یک نفر آدمى را که من بیست و چند سال است از نزدیک مىشناسم، او پیش من درس خوانده، با من معاشر بوده، من همه چیزش را مىدانم، حالا افتادند به جان مثل آقاى دکتر بهشتى. آقاى دکتر بهشتى را از او مىترسند اینها براى اینکه یک فرد لایقى است و اینها نمىخواهند اینطور افراد باشند، مىخواهند یکى یکى، نوبت همهتان شاید برسد، یکى یکى هر کس را یک جائى ببینند یک کارى انجام مىدهد مىخواهند او را هتکش بکنند یا او را ساقطش بکنند. الان، امروز آمدند به من گفتند که نسبت به ایشان خیلى چى مىشود، ایشان من بیست و چند سال است، بیست و چند سال است که من ایشان را از نزدیک مىشناسم، اینها خیال کردند اینها از خارج آمدند و حالا من تازه اینها را دیدم و اینها نمىدانم اینها کى هستند. من مىشناسم اینها را، مردم متقى هستند اینها، مردمى هستند که براى اسلام کار از آنها مىآید. خوب، این مردمى که براى اسلام کار از آنها مىآید یکى یکى را کنار بگذارم، کنار بگذارند و همه را خلع سلاح بکنند آن وقت کى دیگر باقى مىماند؟ الان هر کس که در دولت باشد به او مىگویند، هر کس که در شورا