صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٨
بود، یک کار الهى بود، هیچ کار بشر اینها نبوده، همه یک کارهائى بود که بر خلاف عادت واقع شد.
مسؤولیت سنگین و شریف تعلیم و تربیت، تداوم رسالت انبیا جهت هدایت انسان
و من امیدوارم که با کوشش شماها نسبت به آن وضعى که دارید، یعنى شماها یک شغل بسیار شریفى دارید، یعنى شغل آدم سازى، یعنى شغل انبیا، همه انبیا از اول تا آخر یک کار داشتند و آنکه آدم درست کنند، براى آدم سازى آمده بودند، براى هدایت آمده بودند این شغل را الان شما دارید که شغل انبیاست چنانچه شغلى هم که آقایان دارند همین شغل است همان مقدارى که شغل شریف شماست و شغل انبیاست، مسؤولیتتان زیاد است و مسؤولیت انبیاست منتها انبیا مسوول بودند و با قدرتى که داشتند انجام دادند وظایفشان را و ما هم باید تبعیت کنیم و آنقدرى که مىتوانیم، آقایان در محیط خودشان، شما در محیط خودتان این شغلى که آدم سازى است، آدم سازى کنید، متبدل کنید این جوانهائى که متوجه شدند که هر چه هست از بیرون مىآید براى ما، از بیرون مىآید اما آنهائى مىآید که تباه مىکند ما را. آنها هیچ وقت یک مطلبى که براى ما فایده داشته باشد، هیچ وقت این را به ما نمىدهند، آنها هر کارى بکنند یک کارى انجام مىدهند که براى ما مفید نباشد یا مضر باشد. این باید در فرهنگ توجه به آن داشته باشید و کوشش بشود که خودتان را پیدا کنید. ما گم کردیم خودمان را، ما تمام مفاخر شرقى را کنار گذاشتیم و هى رفتیم سراغ مفاخر غرب، آن هم نه آنى که آنها دارند، آنى که به ما مىدهند. اگر آنى که آنها داشتند بسیار خوب، آنها در جهات طبیعى جلو هستند اما آنى که به ما تحویل مىدهند، آن مستشارى که مىآید اینجا مىخواهد فرض کنید فرهنگ ما را درست کند، این نمىخواهد براى ما فرهنگ درست کند، این مىخواهد یک فرهنگ غربى براى ما درست کند که در خدمت غرب باشد. آن مستشارى هم که مىآید نظامى را مىخواهد درست کند آن هم به - یک نظامى مىخواهد درست کند که در خدمت اسلام باشد؟! در خدمت مسلمین؟! در خدمت ملت باشد؟! آن مىخواهد یک چیزى درست بکند که اگر همه چیز ما را هم بردند یا موید باشد، یا کار نداشته باشد. هر چه از غرب براى ما مىآید، یا از شرق براى ما مىآید که سوغات براى ما مىآورند آنهائى است که ما را تباه کرده است و مىکند.
ما با تربیت و فرهنگ استعمارى مخالفیم، نه با علوم و مظاهر تمدن
ما مخالف با ترقیات نیستیم. یکى از تبلیغاتى که بعد از زمان همین محمدرضا از آن اوایل که وقتى دید در قم یک شورشى شد، یک جنبشى شد، این در صحبتهایش کرد که این آخوندها با همه مظاهر تمدن بدند، اینها مىگویند ما الاغ سوارى مىخواهیم. در یکى از نطقهایش بود که من در دنبال او این صحبت را کردم که تو این حرف را که دارى مىزنى همین وقتى است که بعضى مراجع ما با طیاره رفتند به مشهد، چطور تو مىگویى ما الاغ سوارى مىخواهیم؟ ترویج مىکردند یعنى تبلیغ مىکردند براى اینکه این فعالیتى که ممکن است این طایفه داشته باشند فلج کنند و آن فعالیت که ممکن