صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٧
حدود و جهات شرعىاش نمىشود و شما یک فکرى بکنید. خوب، حالا که آقایان تشریف دارند اینجا بهترین موقعیت حالاست که ما بگوئیم که اینطور امور را سرسرى نگیرید یا از باب اینکه این امور مربوط به انقلاب نیست گوش نکنید به حرف و کنار بروید، هیچ کارى به آن نداشته باشید یا اگر مبتلا شدید روى موازین شرع به آن طورى که شارع مقدس فرموده است، نه اینکه حالا چون انقلاب است ما هر کس را دلمان خواست بزنیم، هر کس را دلمان خواست شلاق بزنیم، هر کس را دلمان خواست حبس بکنیم، هر کس را دلمان خواست خداى نخواسته اعدام بکنیم. مسأله اینها نیست، مسأله اعزاض مسلمین است باید حفظ بشود این اعراض... به اینکه یکى آمده مىگوید که فلان، فلان کار را کرد خوب، اولاً این عادل است که این را مىگوید؟ بیست نفر هم باشند بگویند اعتنا نمىشود کرد، باید عادل باشد، روى موازین شرع عدالت داشته باشد تا اینکه از او شهادت قبول بشود والا فرض کنید ده نفر از آدمهاى غیرثابت العداله، یک وقت این است که شهرت همچو هست که، اما یک همچو شهرتى امکان ندارد. راجع به دزدى که رفته است سرگردنه کرده آنجا ممکن است یک وقت شهرت پیدا بکند، اما راجع به این فحشائى که بسیار در جاهاى مختلف این کار انجام بگیرد اینها همچو شهرتى حاصل نمىشود که علم پیدا بشود. باقى مىماند شهادت شهود یا اقرار خودش. اقرار خودش هم در بسیارى از اینها یک دفعه فایده ندارد باید مکرر بشود بعد از اینکه نصیحت بشود که بخواهیم برگردد، آن حد جارى نشود حتىالامکان. همچو نباشد که خداى نخواسته هر که هر کارى کرد فوراً یا هر که هر چه شنید فوراً پاسبان برود در خانهاش و چه بکند. پاسبانها نباید بروند خانه مردم مگر با دستورى که از طرف دادستان، از طرف دادگاه صادر مىشود، روى موازین شرعیه، رفتن در حرز مردم خلاف شرع است، اهانت کردن به یک آدمى ولو این آدم هم خودش یک آدم مخالف مثلاً چه باشد باز حق اهانت نیست این حق است که جزایش را به او بدهند دیگر اهانت چرا به او بکنند؟ رفتن منزل، به خانوادهاش تعرض کردن، به بچههایش تعرض کردن اینها امورى است که نباید بشود. ما مىخواهیم اسلام باشد، ما نباید یک کارى بکنیم که بگویند که دادگاهها در زمان طاغوت هم این کارها را نمىکردند. خوب، به ما مىگویند این حرفها را ما چه مىدانیم. باید شما آقایان علاج بکنید مسأله را، اگر نمىتوانید علاج بکنید، علاج بکنید بالا، الزامى ندارید که قاضى باشید اگر مىتوانید روى موازین قضا، روى موازین اسلام عمل بکنید، بالا، الزامى ندارید که قاضى باشید اگر مىتوانید روى موازین قضا، روى موازین اسلام عمل بکنید، باید بکنید اگر چنانچه نمىتوانید واقعاً مىبینید که معذور دارد، نمىشود عرض مىکنم که قدرت ندارید بروید جلو گیرید خوب، مىتوانید کنار بروید. در هر صورت مسأله، مسأله مهم است نه از باب اینکه خود قضا مهم، خودش بسیار مهم است اما قضا یک وقت در یک محیطى است نداریم اشخاصى که بخواهند صدمه به اصل اسلام بزنند آنجا باید بگوئیم قضا بسیار مهم است و قاضى باید چه باشد و اینها. یک وقت وضع وضعى است که صدمه به اسلام مىخواهند بزنند، این دیگر چند برابر مىشود اهمیتش، باید همه چه قضات، چه دادستانها، چه عرض مىکنم پاسبانها، چه پاسدارها و چه کمیتهها همه اینها باید روى موازین شرع عمل بکنند، البته پاسدار حق ندارد بدون