صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٣
تاریخ: ٢٧/٦/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع رؤسا و سرپرستهاى ادارات آموزش و پرورش تهران و شهرستانها
تکرار و تلقین، یک روش موثر قرآنى براى تربیت انسان
بسم الله الرحمن الرحیم
من مطالبى که مىخواهم عرض کنم، مطالب تازهاى نیست، شما هم این مطالب را مىدانید لکن در گرفتارىها، هر کس گرفتار است، باید گرفتارى خودش را تکرار کند. ممکن است در این تکرارها گاهى یک وضعى پیش بیاید که به واسطه آن وضع تاثیراتى داشته باشد. شما مىدانید که قرآن کتاب معجزه است و در عین حال در قرآن راجع به مسائل، تکرار زیاد است، البته در هر تکرارى مسائلى طرح شده است اما براى اینکه براى رشد مردم قرآن آمده است و براى انسان سازى، مسائلى که براى ساختمان انسان است نمىشود یک دفعه بگویند و از آن رد بشوند، باید هى بخوانند، توى گوشش مکرر کنند. تلقین است، تلقین با یک دفعه درست نمىشود، باید اگر بخواهید یک بچهاى را شما تربیت بکنید، باید یک مساله را چندین دفعه با چند زبان، با چند وضع به او بخوانید، مطلب یکى باشد لکن طرز بیانش اینها به طورى که در قلب او نقش ببندد.
به تباهى کشانیدن نسل جوان طبق نقشههاى دقیق استعمار
مسائلى که من مکررا عرض کردم و حالا هم تکرار است این است که گرفتارى ما در طول تاریخ و خصوصا در این پنجاه و چند سال اخیر این بود که آنى که به میدان ما آمده بود، آگاهانه آمده بود، طرح ریزى شده بود، برنامه داشت، همین طور خود به خود واقع نمىشد و هر جا را شما ملاحظه کنید اگر درست مطالعه بشود، انسان مىبیند که یک برنامه خاصى است براى یک مقصد خاص. از اولى که رضا شاه آمد، رضاخان آمد و آن کودتا را کرد (که شاید شماها یادتان نباشد، اکثرا یادتان نیست شاید بین شما کسى باشد یادش باشد، لکن من یادم هست و شاهد قضایا بودم) از اول، به تدریج البته، نه یکدفعه، آنوقتى که آمد ابتدا شروع کرد همان مقدس بازىها که پسرش در مىآورد و سالوسى را آن هم شروع کرد. مثلاً در یک محرمى من یادم است که گفتند که همه تکایاى تهران را این رفته دیدن کرده، شرکت کرده در عزا و خودشان هم روضه داشتند و مسائل تبلیغى و همه اینها را داشتند تا کم کم وقتى مستقر شد، پایش محکم شد آنوقت آن صورت دیگرش را نشان داد، تمام مجالس روضه و وعظ و خطابه را در تمام سطح ایران قدغن کرد. در قم مجلس این طورى بود که آقاى صدوقى یک مجلس