صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٦
صحبتهایى که دیدید، مىکنند و ما توقع این را هم نداریم که کسانى که همه چیزشان را از دست دادهاند با ما به طور مصالحه عمل بکنند هیچ همچو توقعى نیست. البته باید از نصیرى، اینها حمایت کنند و از هویدا حمایت کنند و از محمدرضا حمایت کنند از باب اینکه اینها اشخاصى بودند که راه چپاولگرى را به اینها نشان داده بودند و اینها هم کمک بودند براى آنها و آنها هم کمک بودند براى اینها و چپاول مىکردند. ما توقع این را نداشته باشیم که اینها براى نصیرى نوحه سرایى نکنند یا براى هویدا یا براى امثال اینها، لکن ما یک وظیفه خطیرى داریم که باید یک چیزى دست آنها ندهیم یک مطلب خلافى واقع نشود در این دادگاهها و با دست مثلاً قضات یا خداى نخواسته آقایان، یا خداى نخواسته دادستانها، یا پاسبانها، یا امثال اینها که همه اینها الان عضو جمهورى اسلامى هستند. عضو جمهورى اسلامى باید همه چیزش اسلامى باشد. مسأله قضا هم که مىدانید چقدر مسأله مهمى است در شرع و سر و کار شما با چه چیزهایى هست که همه حیثیت آن اشخاص در دست شماست، باید البته با کمال احتیاط و با کمال قدرت، هم احتیاط باید در کار باشد، هم قدرت باید در کار باشد، کسى که مجرم است باید به جزاى خودش برسد و توصیه از احدى قبول نباید بشود. من این را کراراً گفتهام اگر از من توصیه براى کسى آمد، از دفتر من براى کسى توصیه آمد، از کسانى که به من مربوطند، توصیه آمد بزنید به دیوار. قاضى نباید تحت تأثیر کسى باشد، قاضى، آزاد است و باید در محیط آزاد عمل بکند. توصیهها را هیچ به آن اعتنا نکنید، اگر یک وقت توصیه بحقى است که خوب، آنوقت شما البته باید توصیه بحق را رسیدگى بکنید یا چه، بر فرض که توصیه هم نشود باید رسیدگى بکنید. اگر خداى نخواسته یک توصیهاى است که ناحق است هیچ نباید به آن اعتنا کرد. در هر صورت قاضى مستقل است و خودش باید نظر بدهد، لکن خدا را شاهد ببیند، این قلمى که دست مىگیرد، این قلمى است که ممکن است که آبروى یک مسلمى را از بین ببرد. و ممکن است احقاق حقى بکند و همین طور در همه امور باید خداى تبارک و تعالى را ناظر، حاضر ببینید. در قضیه جرمهائى که مىشود البته آنهائى که مربوط به دادگاههاى انقلاب است آن امور انقلابى است که تشخیصاش را شماها خودتان مىدانید. یک امور دیگرى هست مثل کذبهائى که مىشود که در شرع حد دارد اینها ثبوتش بسیار مشکل است مثلاً در باب زنا چهار نفر آدم عادل شهادت بدهد... خداى تبارک و تعالى خواسته است که این امور زود کشف نشود، هم حفظ حیثیت اشخاص بشود ولو به حسب واقع هم گناهکارند و هم حفظ جهات در جامعه بشود یا اگر اقرار بکند یک دفعه اقرارش را اعتنا به آن نکنند، نصحیتش کنند به او بگویند اگر چنانچه این ثابت بشود تو چه خواهى شد، تو خواهى رذل شد، تو خواهى مقتول شد. بعد مهلت به او بدهند. ثانیاً اگر آمد و اقرار کرد باز ثانیاً توصیه به او بکنند که... نکن، این کار درست نیست، فلان. و اگر باز چنانچه آمد اقرار کرد آنوقت وقت این است که حد بزند آن هم حاکم شرع، مجتهد عادل. آن طور نباشد که از اطراف به ما هجوم بیاورند که به طور هرج و مرج واقع بشود. یکى از علماى شیراز، علماى محترم شیراز به من کاغذ نوشت، دیروز، پریروز بود نوشته بود که در این دادگاهها و در این چیزها راجع به این مسائل مثل مسائل فحشا خیلى زود حد زده مىشود و ملاحظه