صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٢
اسلام صلى الله علیه و آله و اولیاى اسلام، همه چیزشان را فداى اسلام مىکردند، براى اینکه در این فداکارى باخت نیست. آنهائى که دم از اقتصاد مىزنند و زیر بناى همه چیز را اقتصاد مىدانند، آنها از باب اینکه انسان را نمىدانند یعنى چه، خیال مىکنند که انسان هم یک حیوانى است که همان خورد و خوراک است منتها خورد و خوراک این حیوان با حیوانات دیگر یک فرقى دارد، این چلوکباب مىخورد، او کاه مىخورد، اما هر دو حیوانند. اینهائى که زیر بناى همه چیز را اقتصاد مىدانند اینها انسان را حیوان مىدانند، حیوان هم همه چیزش فداى اقتصادش است، زیر بناى همه چیزش است، الاغ هم زیر بناى همه چیزش اقتصادش است. اینها انسان را نشناختند اصلاً که چه هست. ما باید باورمان بیاید به اینکه مملکت ما همه چیزش را فدا مىخواست بکند براى اسلام. الان هم مىآیند به من مىگویند مکرر، دست جمعى، تنهائى که شما دعا کنید ما شهید بشویم. معقول است که بگوید من شهید بشوم براى اینکه شکمم سیر بشود؟! براى شکمش مىخواهد شهید بشود؟! کسى معقول است که تقاضاى شهادت بکند براى شکمش؟! همچو معقول نیست این معنا تقاضاى شهادت، براى اینکه ادراک کرده است که در شهادت موت نیست یک حیات جاوید است، براى حیات جاوید است، که این تقاضاى شهادت مىکند. زیر بنا توحید است، زیر بنا عقاید حقه الهى است، نه زیر بنا شکم باشد اینهائى که اقتصاد را زیر بنا مىدانند، اینها منحط کردند انسان را از حد انسانیت به حد یک حیوانى مثل سایر حیوانات.
تلاش رژیم طاغوت در تباه ساختن نیروهاى انسانى
من مىخواهم که همه ما باورمان آمده باشد که جمهورى اسلامى است و باید همه چیز ما اسلامى بشود. ما از آن وضع سابق که اخیراً پنجاه سالش را، پنجاه و چند سالش را من شاهدش بودم و شماها چندین سال، البته هیچ کدام پنجاه سال یادتان نیست، شماها چندین سالش را که در زمان این حکومت جائر بود، در نظر دارید که همه وابستگى به غرب بود و به آمریکا بود و تلخىهایش را هم همه دیدید. ذائقههاى شما باز از آن چیزها تلخ هست، حبسها را، حالا خودتان هم حبس نرفتید، دوستانتان رفتند، اهل ملتتان رفتند، حبسها، زجرها، حتى گاهى براى من نقل کردهاند که اینها نقلش هم مشکل است، بعضىها را در تاوه سرخ مىکردند، مىگذاشتند روى تاوه آهنى برق را متصل مىکردند سرخش مىکردند. این تلخىها در ذائقه ما هست و شما، ما حالا باید باورمان بیاید که آن بساط طاغوت باید بر چیده بشود. همان رأس و رده بالا برود و باقىاش باقى بماند، این باز به مقصد نرسیدیم. همه جا، در همه وزارتخانهها، در همه ادارات، در بازار، در همه جا باید جورى بشود که وقتى که یک کسى وارد شد ببینید که وارد شده در یک مملکت اسلامى، همه چیزش اسلامى است، نه کم فروشى در اینجاست، نه گرانفروشى و اجحاف هست در آن، نه دروغ هست، نه تقلب هست، نه این کاغذ بازىهاى ادارى هست، نه آن مجلات با آن عکسها و با آن تبلیغات که جوانهاى ما را به تباهى کشیدند و نه آن بساطى که در رادیو و تلویزیون بود و شماها دیدید. مقصد آنهائى که اینها را پیش آورده بودند، در همه جاها که