صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٠
مادى، از حیث مادیت آنها به ما طرف نسبت نبودند. این که دنیا را به تحیر واداشته است و حسابها را همه خطا از کار در آورده است این است که چطور یک ملتى که نه ساز و برگ دارد، نه نظام، نظامى در کار نبود که، فکرى در این باب نبود که ما بخواهیم یک فکر نظامى بکنیم، یک نیروى نظامى داشته باشیم، نه نظامى ما داشتیم و نه ساز و برگ مقابله با آنها. شما خیال مىکنید که اگر نبود اراده خدا که منصرف کرد اینها را از اینکه مقابله کنند و نبود آن که رعب در بسیارى از آنها ایجاد کرد، اینها با یک شب مىتوانستند همه تهران را خراب کنند، همه چیز دستشان بود، همه مراکزى که یک نفر آدم را که گوشش مىجنبید همه را بمباران کنند، نه اینکه براى خدا نکردند، خدا اذهان اینها را همچو منصرف کرد و دلهاى اینها را همچو پر از خوف کرد که دست به آن آلاتى که باید بزنند نزدند. این یکى از معجزاتى بود که در این قضیه واقع شد و معجزه دیگر همین توطئهاى بود که براى کودتا در همان شبهاى آخر که ما در تهران بودیم اینها دیده بودند و قبلش توطئه این بود که حکومت نظامى را روز هم اعلام بکنند ما هم هیچ خبر از هیچ نداشتیم. اعلام بکنند مردم توى خیابانها نیایند، قواى انتظامى هم تمام را بگیرند، تمام خیابانها و اینها را قواى انتظامى و آلاتى که آنها دارند، تانکها را بیاورند مستقر کنند و بنابراین بود که در همان شب بریزند و هر کس را که احتمال بدهند که این یک مثلاً چیزى هست، از بین ببرند و بعد هم چه بکنند، ما هم هیچ اطلاع نداشتیم من حیث لایحتسب قضایا واقع شد که مثلاً گفته شد که بشکنید این اعتصاب را، این نظام را، این حکومت نظامى را، خوب، مردم شکستند و آنها نتوانستند که بیاورند چیزشان بکنند، بعد آن درگیرىها پیدا شد مرحوم قرنى، خدا رحمتش کند، اینجا بود به من گفت که مقاتله بین، جنگ ما بین مردم و قواى دولتى در آن شب سه ساعت و نیم بود. با سه ساعت و نیم دستهاى خالى بر تانک و توپ و مسلسل و اینها غلبه کرد. این غلبه، غلبه الهى بود یعنى نظر خدا بود. این نظر خدا را حفظش بکنید، خودتان را متصل کنید به آن دریاى بى پایان الوهیت، قلبهایتان را متصل کنید به مبداء خیر، همه چیز از اوست، او کس همه کس است، همه پیروزىها با اراده او حاصل مىشود، همه خوبىها با اراده او تحقق پیدا مىکند، هر چه بدى هست از ماست و هر چه خوبى است از اوست. خودتان را به او متصل کنید. آن قطرههاى ضعیفى ما هستیم بلکه لاشىءایم، هیچیم، اما اگر متصل بشویم به آن دریاى رحمت الهى، همه چیز مىشویم، قدرت پیدا مىکنیم.
روحیه شهادت طلبى، رحمت و امانتى الهى است
صدر اسلام هم یک دسته از اعرابى که نه نظامى داشتند و نه پرورش نظامى شده بودند و نه ساز و برگى داشتند، آنها از شما دستورىتر بودند، هر چندتایشان یک شمشیرى با یک چیز خرمابند، بندشان بود لیفهاى خرما، هر چند تایشان هم یک اسبى و یک شترى. وضع این طورى بود عدد هم بسیار کم، تمام لشکر اسلام سى هزار بود و رومها که، رومىها که آمدند با اسلام مواجه شدند پیشقر اول آنها شصت هزار تا بود، همه لشکر اسلام سى هزار، به حسب تاریخ پیشقر اول آنها شصت هزار بود