صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٦
از لنین و استالین و زهر مار صحبت مىشود، نخرید. الزامى نیست که شما باید کتاب بخرید، نخرید این کتابها را، نخوانید این کتابها را من وقت گذشته است که تفسیر این قضیه را که فردا ما مبتلا هستیم به دانشگاه و مبتلا هستیم به توطئهگریهائى که در دانشگاه بنا دارند مىکنند، من حالا وقت ندارم که راجع به آن یک صحبتى بکنم، گذشته وقت، لکن باید خود، خود جوانهاى ما که اکثرا متعهد هستند، اکثرا این ملت ملى هستند، اکثرا به اسلام اعتقاد دارند، اینها نگذارند یک عدهاى بیایند آنجا و شلوغ کنند و توطئه کنند. پشت کنند به اینها. کتابهایشان را نخوانند. من نمىگویم آتش بزن، نه، آتشسوزى غلط است. هیچ آتشسوزى بدتر از اعراض نیست. وقتى آتشسوزى بشود مردم خیال مىکنند یک چیزى توى این بوده، حالا آتشش زدهاند، وقتى پشت بکنید به آنها تمام مىشود. نخرید کتابهایشان را، نگذارید این متاعى که مىآورند شما مشتریش باشید، نه، مشترى نباشید. بیایند بریزند آنجا، صد خروار هم کتاب را بریزند اینجا. نه، نریزید و آتش نزنید و پاره نکنید لکن نخوانید و نخرید. اگر نخوانید و نخرید بعد از چند روز مىبینید که خبرى نیست دیگر، این کتابها، کتابها را مىآورند که شما بخوانید. مىخواهند شما را از شرقیت به غربیت، آن هم به آن بدترین اقسام دیکتاتورى، بدترین اقسام دیکتاتورى را به شما مىخواهند تحمیل کنند. نخرید این کتابها را
انشاءالله اگر فرصتى باشد در یک وقتى بیشتر راجع به این مطلب، این مطلب را من نمىتوانم حالا حقش را ادا کنم. حالا من دعا مىکنم به شما که خداوند تبارک و تعالى همانطور که عنایت کرد بر این ملت، رحمت کرد بر این ملت و این ملت را از شر اجانب و از شر نوکرهاى اجانب نجات داد، این نظر رحمت را بر این ملت حفظ بکند که دیگر این اجانب رخنه نکنند در این مملکت.
خداوند به شما سعادت، سلامت، عزت، قدرت، جدیت بدهد و شما را از این آزادىهائى که استعمارى هست و از خارج وارد شده است به این مملکت، نجات بدهد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته