صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٤
است و آن چیزى که خودشان را براى آن چیز شکست خورده یافتند، آن عبارت از مکتب ما بود، مکتب ما اینها را شکست داد، مکتب ما یک مکتبى بود که این جوانها را عرضه داشت، همین جوانها مىگویند که شهادت را براى ما بخواهید. این مکتب است، فرد نمىشود که، افراد نمىشود که مردن را بخواهند براى یک امورى که مربوط به زندگى است، این اصلاً معقول نیست یک همچو چیزى که شما بگوئید که من کشته بشوم براى اینکه مثلاً فلان چیز، فلان کالا ارزان بشود یا گران بشود. این پیش اشخاص مطرح نیست، آنى که مطرح است عقاید مردم است. این، عقیده است که انسان را مىکشد به این طرف و آن طرف. آن عقیده بود که حضرت سیدالشهدا را با چند نفر، با چند عدد معدود کشاند در مقابل یک امپراطور خبیثى که همه عده و عده را داشت لکن نه آدم بود، نه ایمان داشت. اینکه سیدالشهدا را کشاند به آنجا، مکتب بود که کشاند به آنجا، اتحاد و عقیده بود که کشاند به آنجا و همه چیزش را داد در مقابل عقیده، در مقابل ایمان، و کشته شد و شکست داد، طرف را شکست داد. اگر خداى نخواسته در این نهضتى که شما کردید یک وقت کارى ما و شما انجام بدهیم، روحانیون و پاسداران، هر دو طایفه پاسدار هستند، پاسدار اسلام باید همه ملت پاسدار اسلام باشد. کلکم راع همه باید مراعات کنید، همهتان راعى هستید، همه مردم و همه هم مسؤول هستند، یعنى همه باید همانطورى که یک شبانى یک گلهاى را مىبرد و رعى مىکند و مىچراند و به جاهاى خوب باید ببرد، مسؤول این است که این را به جاهاى خوب و به علفچراهاى خوب ببرد و به آب خوب، و مسؤول است پیش صاحبان او به اینکه چرا نبردى، همه ما آن حال را داریم، مسؤولیم در مقابل خدا و در مقابل وجدان و همهمان باید مراعات بکنیم، یعنى نه اینکه مراعات خودمان را، من مراعات همه شما را بکنم، شما هر یک مراعات همه را. یک همچو برنامه است که همه را وادار کرده که به همه چرا بگوئیم، همه را جلویش را، همه را، به هر فردى، به هر فردى لازم کرده به اینکه امر به معروف کند. اگر یک فرد خیلى به نظر مردم مثلاً پایین، یک فردى که به نظر مردم خیلى اعلا رتبه هم هست، اگر از او یک انحرافى دید، بیاید (اسلام گفته برو به او بگو، نهى کن) بایستد در مقابلش بگوید این کارت انحراف بود نکن. مىگویند عمر در وقتى که خلیفه بود، گفت که من اگر چنانچه خلافى کردم به من مثلاً بگوئید، چه بکنید، یک عربى شمشیرش را کشید گفت ما با این مقابل تو مىایستیم، اگر تو بخواهى خلاف بکنى ما با این شمشیر مقابلت مىایستیم. تربیت اسلامى این است که در مقابل اجراى احکام خدا و در مقابل راه انداختن نهضتهاى اسلامى، هیچ ملاحظه از کسى نکند. این آقاست این غیر آقا، این پدر است این پسر است، این رئیس است این مرئوس است، ابدا این مسائل نباشد در کار. مسأله این باشد که این آیا به طریق اسلام دارد عمل مىکند یا نه. به طریق اسلام عمل مىکند، هر فردى باشد باید از او قدردانى کرد و تشویق کرد و محبت به او کرد. برخلاف اسلام که باشد هر فردى مىخواهد باشد، یک روحانى عالى مقام باشد، یک آدمى باشد که مثلاً رأس باشد، یک سرکرده باشد، وقتى دیدند برخلاف مسیر دارد عمل مىکند، هر یک از افراد مؤظفند که به او بگویند که این خلاف است، جلویش را بگیرند. همه ما الان موظفیم به اینکه اعمالى که خودمان مىکنیم یک اعمالى نباشد که چهره انقلاب