صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٨
صورت محلها را نوشته بودند، در ذهن من این است که حدود سى تا محل نوشته بودند که در تهران هست، اینها نه آب دارند، نه برق دارند و نه اسفالت دارند و نه خانه دارند. خانه هم ندارند. اگر تلویزیون را ملاحظه کرده باشید، من یک دفعه، یک دفعه، دو دفعه، تلویزیون را که این را نشان مىدادند نگاه کردم هفت، هشت، ده نفر بزرگ و کوچک مثلا از یک سوراخى در مىآیند که اینها اسمش را خانه گذاشتهاند. یک سوراخى بود یک عده بچه و بزرگ و به من گفتند که اینجا، اگر بخواهد این مثلا زنى که مادر این بچههاست آب براى این بچهها بیاورد، باید کوزه را بردارد پنجاه پله، چند پله زیادتر از این گودال برود تا برسد به آنجائى که شیر آب است، کوزه را آب کند و برگردد. در زمستان شما ملاحظه کنید که چه خواهد شد. شما خیال نکنید که اطراف شما خراب است، این خرابى است که همه جا بوده و این ارثى است که به ما رسیده است.
تلاش دولت با تصویب بودجههاى متفاوت به منظور بازسازى مملکت
در جمهورى اسلامى کوشش دارند مىکنند براى اینکه آباد کنند لکن اینقدر خراب است که به این زودى نمىشود آباد کرد. الان - در - براى کردستان، خوب، یک بودجه چهارصد و پنجاه میلیون تومانى تصویب کردهاند و یک هیاتى هم بناست بروند براى آنجا. براى هر یک از این استانهایى که هستش مثل بلوچستان، سیستان، فلان، براى هر کدام هم یک روز نفت را که چهار صد میلیون، شاید چهار صد و پنجاه میلیون آن هم باشد، آن هم قرار دادهاند براى تعمیر آن جا یعنى درست کردن مدرسه، درست کردن زمینها، درست کردن خانه، درست کردن کشاورزى. همه اینها مسالهاى است که در فکر هستند. اینطور نیست که بیفکر باشند، در فکر هستند لکن خوب، الان جمهورى اسلامى یک بچه پنج ماهه است، شش ماهه است، از یک بچه شش ماهه آن هم اسم بردن یک خرابى دو هزار و پانصد ساله اولا و پنجاه و چند ساله اخیر که همه ما شاهد، البته همه که من مىگویم آنهائى که سنشان سن من است والا شما آقایان همان زمان پسر را یادتان است، زمان پدر را کمتان هستید که یادتان باشد. اسم بردن از یک خرابى که همه دست به هم داده بودند براى اینکه بچاپند و ببرند و این ملت را عقب نگه دارند و فرهنگ را عقب نگه دارند و - عرض کنم که - اقتصاد را به تباهى بکشند و مردم را ناراضى و چه بکنند لکن هیاهوهى کردند، هى مىگفتند ما چه کردیم و چه کردیم، چه مىکنیم، مملکت کذا درست مىکنیم، تمدن بزرگ مىکنیم. من تا حالا چند دفعه به آقاى نخست وزیر که آمدند اینجا و سایر وزرا بودند، گفتم که آقایان شما کار مىکنید و حرف نمىزنید و تبلیغ نمىکنید. کار کردند اینها لکن تبلیغ نکردند. کار هم مىخواهند بکنند لکن نمىگویند که ما چه مىخواهیم بکنیم. تازه آقاى نخست وزیر دیروز مثلا این کار آخرى را که تصویب، اینکه براى هر استانى یک روز نفت که تقریبا چهار صد میلیون یا چهار صد و پنجاه میلیون تومان است، تازه ایشان گفتند. نه این است که کار نکردند، کار مىکنند، مشغولند، همه مشغولند، با حسن نیت هم مشغولند لکن کار، اینقدر آشفتگى است که نمىتوانند بکنند. آنوقت این دموکراتها که این کاغذ را درست کردند، این تلگراف را درست کرده