صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٦
تاریخ: ٤/٧/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع اعضاى انجمن اسلامى کارکنان سازمان پارس
این پیشرفتى که ملت ایران کرد مرهون آن تحولى بود که در نفوس پیدا شد
بسم الله الرحمن الرحیم
آیهاى که تلاوت کردید ان الله لا یغیر مابقوم حتى یغیرواما بانفسهم ، ما یک واقعیتى است و دستور. واقعیت به این معنا که تغییراتى در یک ملتى و در یک قومى حاصل بشود، این منشاء یک تغییرات تکوینى، تغییرات جهانى، تغییرات موسمى مىشود و دستور است به اینکه تغییراتى که شما مىدهید، تغییراتى باشد که آن تغییرات دنبالش یک تغییراتى به نفع شما باشد. شما ملاحظه کردید که این پیشرفتى که ملت ایران کرد مرهون آن تغییرى بود، تحولى بود که در نفوس پیدا شد. ما یک قوم بودیم، ملت ما یک قومى بودند که به واسطه تغییرات سوئى که در طول تاریخ شده بود و به واسطه سلطه همه جانبه اجانب و دست نشاندگان اجانب به یک صورتى در آمده بود که این صورت، پذیرش این رژیم سابق را مىکرد، یعنى یک تغییر حالاتى به واسطه آن تبلیغات فاسدى که شده بود، در ملت ما حاصل شده بود که به واسطه این تغییر و تحول، پذیرش ظلم و رژیم ستمگر و طاغوت و بستگان به طاغوت و اربابهاى طاغوت را فراهم مىکرد. تغییرى بود که از فطرت سالم انسانى متحول شده بود به یک انسان غیر سالم، مریض، افراد مریض شده بودند. قلمها، قلمهائى بود که بر ضد مصالح ملت و بروفق مصالح طاغوت به کار مىرفت و نطقها و قلمها و قدم و گفتار و کردار، همه طورى بود که از آن فطرت تغییر کرده بود. وقتى از آن فطرت تغییر کرد، آنوقت یک تغییرات کلى هم حاصل شد و آن سلطه اجانب بود.
خداوند قومى را تغییر نمىدهد مگر آن قوم خودش را تغییر دهد
وبحمدالله در این نهضت تغییر و تحول از آن طرف شد یعنى یک ملت تحت فشار که در طول تاریخ با این فشار خوگرفته بود و پذیرفته بود این ظلم و پذیرفته بود این چپاولگرى را، در یک مدت کوتاهى متحول شد به یک ملت که پذیرش هیچ یک از این ظلمها را دیگر نداشت یعنى این ملت همچو طغیانى کرد بر خلاف دستگاه ظلم که از آن بچه کوچکش تا آن خواهرهاى محترمه و برادرها، جوان و پیر، داراى هر شغلى که بودند از همه چیز دست برداشتند و ریختند در خیابانها و در کوچهها و فریاد زدند ما نمىخواهیم این رژیم را، و فریاد الله اکبر و اینکه این رژیم را نمىخواهیم. پس قوم ما