صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٣
بماند او، براى اینکه مکتب محفوظ بود، مکتب، مکتب توحیدى و اسلامى بود و اسلام محفوظ بود، از این جهت شکستى نبود. الان ما در یک وضعى واقع هستیم که براى ما سرد و راهى ما واقع شدهایم که ممکن است که خداى نخواسته ما در مکتبمان شکست بخوریم. اگر فرض بکنید که ما در این مبارزهاى که ملت ما با محمدرضا بلکه با همه کشورهایى که با او همراه بودند، در این مبارزه ما فرض کنیم که خداى نخواسته ملت ما شکست خورده بود، این یک شکستى بود که دنبالش باز پیروزى بود و اگر هم شکست خورده بودیم به نظر من خیلى غصه نداشت براى اینکه ما مکتبمان محفوظ بود و با محفوظ بودن مکتب بالاخره حق بر باطل غلبه مىکند. اما ما الان سر یک دوراهى واقع شدهایم که ممکن است با دست ما اسلام آن چهره زیبائى که دارد، در پیش کشورهاى خارجى یا دشمنهاى داخلى، آن چهرهاش به طور دیگرى نمایش پیدا بکند که مکتب ما شکست بخورد. آنهائى که ما همیشه مىگفتیم مکاتبشان انحرافى است و اسلام است که مىتواند یک مکتبى داشته باشد که بسازد جمعیتها را و گروهها و ملتها را بسازد و اسلام مکتب انسان ساز است، انسانها را از قوه به فعلیت مىآورد، این حرفها را ما مىزدیم و مىزنیم، خوف این است که اگر چنانچه در اعمال ما یک نحوى مشاهده بشود که بر خلاف آنى است که ما ادعا مىکنیم، دشمنهاى ما پاى ما حساب نکنند، پاى اسلام حساب کنند، بگویند پاسدارهاى اسلامى، ملاهاى اسلام، نظامى اسلامى اینطور عمل مىکنند. پى بهانه هستند آنها که یک خلاف ببینند و آن خلاف را علم کنند با اضافاتى صد چندان و به خیال خودشان ما را معرفى کنند در جوامع به اینکه جمهورى اسلامى که اینها مىگفتند، اینطور بود که الان مردم از گرفتارى آن رژیم سابق خلاص شدهاند و به گرفتارى این رژیم افتادهاند. الان دارند این حرفها را مىزنند در عین حالى که بهانههایشان کم است، در عین حالى که در این انقلابى که ملت ایران کرد از همه انقلابهاى دنیا آرامتر و سفید بود، یک انقلاب سفید باید اسمش را گذاشت، نه مثل انقلاب محمدرضا، یعنى آنقدرى که ما از دست دادیم چند صد مقابل آن به دست آوردیم، لکن نه آنى که مىخواهیم، آنى که مىخواهیم باز به دستمان نیامده است، آنى که به دست آوردیم این است که موانع را از سر راه به طور عمده برداشتیم، یک مقدارى هم هست لکن اگر چنانچه ما امروز یک کارى بکنیم که گفته بشود که آن وقت رژیم سلطنتى بود و این کارها را مىکرد، حالا هم که جمهورى اسلامى است و اسلام است و دم از قرآن مىزنند و دم از اسلام مىزنند و دم از ایمان مىزنند، حالا هم همان است منتها لفظش فرق کرده است، معنا همان معناست لکن الفاظ تغییر کرده است، به جاى رژیم سلطنتى رژیم جمهورى گفته شده است لکن عمل همان عمل است و برنامه همان برنامه، این یک مسؤولیت بزرگى است گردن من و آقا هست، گردن آقا و شماها هم هست و گردن همه ملت، یعنى هر کس الان در پوشش جمهورى اسلامى هست، این مسؤولیت را دارد. مسؤولیت، مسؤولیت شخص نیست، اگر مسؤولیت شخص بود چیزى نبود، اگر مسؤولیت آقا بود چیزى نبود. فرض کنید که آقاى لاهوتى هم متهم بشوند یا من متهم بشوم و یا آقاى ابو شریف متهم بشوند، این چیزى نیست. مسأله اتهام مکتب است، مکتب ما را اینها متهم مىخواهند بکنند، به اشخاص کار ندارند. آنها آن چیزى را که بر خلاف مقصدشان بوده