صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٦
فکر دارند کار بکنند و آنها هم اینها را وادار به این عملها مىکنند، اینها هم مىبینند که با آمدن اسلام احساس کردهاند که اسلام قدرت دارد، آن یک مسالهاى بود که دیگر احساس کردند که اسلام همچو قدرتى داشت که رژیم سابق با آنهمه قدرت و باآنهمه پناهگاه که به ما دائما فشار مىآمد در پاریس که بود دائما از طرف آمریکا فشار مىآوردند شما با اینها اینطور نکنید، بعد از رفتن شاه هم با بختیار چه نکنید، اینها چطورند، بگذارید تا کارها انجام بگیرد حالا. خوب، حالا هم مىبینند که اینهمه قدرتهاشان را روى هم گذاشتهاند و یک جبهه ملت، ما هم با نداشتن هیچ چیز، یک طرف جبهه، لکن فریادش اسلام بود.
حالا آنى که آنها مىخواستند نگهدارند نتوانستند نگهدارند و حالا خارج فهمیدند، عینا فهمیدند که یک قدرت است این، و این قدرت ممکن است که تا آخر هم نگذارد دیگر دست اینها باز بشود در این مملکت باز بشود انشاء الله، از این جهت مىترسند باید هم بترسند، چارهاى هم ندارند. در خارج هم آنهمه فعالیت مىشود و آنهمه چیزها نوشته مىشود خوب براى همین است که مىترسند از این قضیه و چه. دیروز آن زنى که آمده بود اینجا و مصاحبهاى با من کرد و یکى از حرفهایش این بود که شما را مىبینم که یک چهره آرامى دارید ولى در خارج یک طور دیگر شما را معرفى کردهاند، این شما را ناراحت نمىکند، گفتم از جهتى چرا و آن این است که چرا باید انسان اینطور باشد که براى مقاصد خودش یک مسائل خلاف واقع بگوید. خوب آنها گفتند که خمینى وادار کرده است که پستانهاى زنها را ببرند، حالا هم شما آمدید اینجا، بروید توى مردم بپرسید که آیا تا حالا پستانى بریده شده است تااینکه آمرش یک کسى باشد. به او نگفتم لکن واقع این است. مىگویند شیطان را خواب دیدند با یک صورت خوبى، گفتند خوب این غیر آن است که به ما ارائه دادند، گفت قلم دست دشمن است. مساله این است، دیروز هم ورقهاى آوردهاند اینجا گفتند این هیتلر است، هیتلر آن طرف دستش را پشتش زده و دارد اینطور نگاه مىکند، از من هم کاریکاتورى زدهاند و یک شمشیرى کشیدهاند و یک عده هم سر، جمجمهها هم آنجا هست که اینها همه آنهائى است که من سرهایشان را بریدهام، و ما هم نباید توقع داشته باشیم که اینها براى ما خوب بگویند، معلوم مىشود ما خیانتکاریم. آن روزى که، من آنوقتها مىگفتم که نمىفهمد این دستگاه، براى سقوط من این است که آنها شروع کنند به تعریف کردن، آنها هر روز فحاشى مىکنند، این غلط است. هر چه فحاشى بکنید این مردم مىگویند که این مخالف آنهاست. اگر شروع کرده بودند به تعریف کردن، چه کردن و احترام کردن و اینها، ما کمکم تمام مىشدیم کارمان خراب مىشد. اگر چنانچه آمریکا از ما تعریف کند و روزنامهها از ما تعریف کنند، آنوقت است که باید مردم بگویند که این چه است قضیه، قضیهاى است که دارند تعریف مىکنند. البته باید از ما تکذیب کنند و از شماها هم باید تکذیب کنند، جمهورى اسلام را هم باید تکذیب بکنند. در هر صورت اینها خوفشان برداشته از این نظامى که امید است انشاء الله، امید است انشاء الله این نظام در خارج تحقق پیدا کند، از این خوفشان برداشته، یک دسته خیانتکار خوفشان برداشته، یک دسته آدم سالم، لکن توجه ندارند به اینکه مساله اینطورها نیست، مساله این است که اگر فقیه رادر شوراى