صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٤
نزند، یعنى حرف نزدن مطرح نیست پیشش، او تمام همش به این است که چه وقت تابستان بشود و چه وقت، وقت این بشود که بروند دریا، تمام همش به این است که چه وقت شب بشود و بروند به سینما، چه وقت این مثلاً قضایاى رادیو تلویزیون پیش بیاید و بنشینند تماشا. نمىتواند، همانطورى که آدم تریاکى نمىتواند از پاى منقل پاشود برود سراغ فرض کنید جهادسازندگى، نمىتواند از پاى منقل فکر این معنا را بکند که به مملکت ما چه مىگذرد، فرهنگ ما چه شده، اقتصاد ما چه شده، نمىتواند فکر کند، اینها هم مىخواهند همین جور باشند. آنهائى که مىخواهند ما را غارت کنند، مىخواهند بى مزاحمت غارت کنند چرا مزاحم براى خودمان درست کنیم، راه عیش و عشرت را بر این جوانهاى تازهرس باز مىکنیم، هر چه مىخواهند از این عیش و عشرتها بکنند ما هم آن مخازنشان را مىبریم اینها هم این عیش و عشرتشان را بکنند. اینها فریاد بکنند و عیش و عشرت بکنند، آنها هم همه چیزشان را ببرند.
اسلام، رزمنده مىخواهد، جنگجو مىخواهد در مقابل کفار
این پنجاه سال وضع ما این بود، دامن مىزدند به همه چیزهائى که در این معنا مشترک بود که جوانهاى ما را تباه کنند، بىتفاوت مىکردند. در همه این معنا مشترک بود و حالا ما مىخواهیم که باورمان آمده باشد، چه شماها که در تلویزیون هستید، در رادیو هستید و کار مىکنید و چه ما که طلبه هستیم و آنجا هستیم، باورمان بیاید که ما یک رژیم فاسدى که همش به این گماشته بود که جوانهاى ما را فاسد کند، تباه کند،بىتفاوت نسبت به مسائل اساسى خودش بکند، باورمان بیاید که آن رفته که یک رژیم اسلامى انسانى بیاید که در همه امور جدى باشد اسلام شوخى هم ندارد، همهاش جدى است. هزل ندارد، لغویات ندارد، لهویات ندارد، همهاش جدى است، جدیات است، هم در امور مادى، که اسلام هر دو جهت را دارد، هم امور مادى و هم امور معنوى که همهاش جد است، لهو و لعب و لغو و آن چیزهائى که اسلام جلویش را گرفته همانهائى است که اینها دامن به آن مىزنند. هر چیزى دیدید که اینها ترویجش مىکنند بدانید آنى است که اسلام جلویش را گرفته. آن چیزهائى که اسلام جلویش را گرفته است همینهائى است که جوانهاى ما را به تباهى مىکشد. اسلام رزمنده مىخواهد، جنگجو مىخواهد در مقابل کفار، در مقابل آنهائى که هجوم مىکنند به مملکت ما، اسلام مجاهد مىخواهد درست کند، نمىخواهد یک نفر آدم عیاش درست کند که این آدم عیاش، عیاشىاش را بکند و همه چیزش را از بین ببرند، همه شرافتش را از بین ببرند و این باز مشغول عیاشى و رقصیدن باشد. اسلام جد است، یک مسلک جدى است، هزل در آن نیست، لغو در آن نیست، لهو در آن نیست، بازى در آن نیست. آن بازیى که اسلام اجازه داده تیراندازى است و اسب سوارى، مسابقه در اسب سوارى، مسابقه در تیراندازى، آن هم جنگ است آن را اجازه داده، حتى برایش رهان هم قرار دادهاند یعنى شرط بندى هم بکنند، آن را اجازه دادهاند لکن مساله جدى است آنجا، تربیت است و اینها مىخواهند که ما را به همان حالى که بودیم،اسم جمهورى اسلامى و رسم و واقعیت، همان مسائل طاغوتى و همان مسائل باشد.