صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٢
را، قبیح را و بچهها و نوجوانهاى ما را مشغول کند. این یک آزادى وارداتى است که از غرب آمده است، آزادى استعمارى است یعنى ممالک مستعمره را دیکته کردند به آنهائى که خائن به مملکت هستند به اینکه ترویج این آزادىها را بکنید، آزادند که هروئین بکشند، چه بکنند، آزادند که افیون بکشند، آزادند که به قمارخانهها بروند، آزادند که به عشرتخانهها بروند، آزادند که به سینماها بروند. نتیجه چه؟ نتیجه اینکه این جوانهائى که باید براى یک مملکت و براى سرنوشت یک مملکت فعالیت داشته باشند، نسبت به سرنوشت مملکت بىتفاوت باشند. تمام نظرشان به این است که کى شب بشود ما سینما برویم و کى تابستان بشود ما دریا برویم. همه نظر این است. یک آدم افیونى نمىتواند فکر کند براى یک مملکت، یک آدمى که مغزش به موسیقى عادت کرد نمىتواند براى مملکت مفید باشد و اینهائى که بازى خوردند از خارج یا بازى نخورده عمال خارج هستند و ترویج موسیقى مىکنند، ترویج فحشا مىکنند، ترویج این کارهائى که جوانهاى ما را به تباهى مىکشد مىکنند، اینها کارهایشان، نتیجه کارهایشان این است که یک مملکت را که قدرتش باید از جوان سرچشمه بگیرد، باید جوان آن قدرت را داشته باشد تا اداره بکند، این قدرت را از جوان مىگیرند. این فکر اینکه چه مىگذرد به این مملکت، حکومتها چه مىکنند با این مملکت، محمدرضا چه به سر این مملکت آورد، این فکر از توى کلهها بیرون مىرود، تمام توجه، تمام این مغز، مغز موسیقى مىشود، به جاى مغز جدى، مغز لهوى مىنشیند. باید یک آدمى باشد که به سرنوشت خودش فکر کند، این فکر را از او گرفتهاند. این آزادى است که آزادى استعمارى باید به آن بگوئیم غیر آزادى است که در ملت باید باشد. آزادى است که از خارج وارد شده است و ماها را اینطور کرده است، جوانهاى ما را اینطور کرده است. جوانها، آنهائى که عادت بکنند، چند روز عادت بکنند به این کارها، به این عشرتها، به این چیزهائى که در سینماها مىکردند و نمایش مىدادند، این دیگر در فکر اینکه نفت ما را کى مىبرد و آهن ما را کى مىبرد و گاز ما را کى مىبرد، این به این فکرها دیگر نیست. چه کار دارم، بگذار عیش و عشرتم را بکنم. مگر بیکارم که بروم وقتم را صرف کنم براى این چیزها اینطور ما را بار آوردند. تا جوانها را این نویسندگان بىانصاف ما نجات ندهند و آزادى سالم را ترویج نکنند و آزادى فاسد را جلویش را با قلم و قدم نگیرند، امید اینکه یک مملکت آزاد مستقل داشته باشیم این امید را به گور باید ببریم.
موسى (ع) مامور شد ان اخرج قومت را از ظلمات به نور، ماموریت است، ماموریت همه انبیا این است که اینها را از این ظلمتها، از این چیزهائى که بر خلاف مسیر انسانیت است، بر خلاف مسیر ملیت است، اینها را خارج کنند و متوجه به نور کنند. وارد کنند در نور و نورانى باشد. قلب نورانى نمىتواند ببیند که ماثر و مفاخرش را دارند زیر پا مىگذارند و حرف نزند. نمىتواند یک قلب نورانى ببیند که ملتش را به این ذلت کشیدند و افرادش در اطراف تهران هم باز یک سوراخ منزلشان است و این صحبت نکند و آنها مىخواهند که شما را جورى بار بیاورند که در همه امورشان بىتفاوت باشید، نپرسید که چرا این مستمندان به حال مستمندى باقىماندهاند و نفتهاى ما رادیگران مىبردند،