صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٣
شد که اهل منبر خوب انجام وظیفه کردند، اهل محراب خوب انجام وظیفه کردند و سایر قشرها هر کدام انجام وظیفهاى که به عهدهشان است خوب انجام دادند، کشاورزها خوب کشاورزى کردند، کارگرها خوب کارگرى کردند، کارخانهدارها خوب کارخانهدارى کردند، بر موازین اسلامى و بر موازین انسانى عمل کردند، یک مملکت عبارت از همین هاست. کارگرش و کارفرمایش عرض مىکنم و کارمندش و دولتش و ملتش و روحانیتش و بازارش و همه چیز وقتى اینها هر کدام به آن وظایفى که خداى تبارک و تعالى محول کرد به آنها هر کدام در همان چیزى که محول به آنهاست خوب عمل کردند، این مملکت بعد از چندى همهاش درست مىشود. اگر بنا باشد که ماها کنار برویم و بگوئیم که بگذارید دولت این کار را بکند، دولت نمىتواند. دولت بخواهد بگوید که ما کنار برویم و بگذار روحانیت این کار را بکند، روحانیت هم نمىتواند، تنها تنها نمىشود یدالله مع الجماعه همه دست به دست هم اگر دادیم مىتوانیم کارى انجام بدهیم. اگر در همین پیروزى ابتدائى، این قدم اول شما محول کرده بودید، روحانیون محول کرده بودند که خوب، بازاریان بروند شکست بدهند، بازاریان محول کرده بودند که روحانیون بروند شکست بدهند، آنها محول کرده بودند کارگرها بروند، الان هم نه شما اینجا تشریف داشتید و نه من. من یا نجف بودم یا فرانسه و شما هم در محلهاى خودتان گرفتار به سازمان امنیت بودید. همه وقتى دست به هم دادید، مجتمع شدید مثل قطرهاى بارانى که از یک قطره یک قطره هیچ کارى نمىآید وقتى که با هم مجتمع شدند یک سیل راه مىافتد، یک سیل عظیم راه مىافتد، یک سد بزرگ را مىشکند، این انسانها اینطور هستند، هر کدام یک ذره کار از آنها مىآید، اگر بخواهد این گروه خودش یک عمل مستقلى بکند، نمىتواند، وقتى گروهها به هم متصل شدند و مجتمع شدند و مقصد هم مقصد الهى آن مهم این بود که در این اجتماعات یک مقصد بود و آن خدا بود. این یک تحول روحى بود که در ملت به اذن خدا پیدا شد و رمز پیروزى ملت ما این معنا بود که همه حول و بر اسلام فریاد کردند، هرکس چیزى را نچسبید، آن یک چیزى را، آن یک چیزى را، حتى آنها هم که حالا یک مخالفتهاى مىکنند آنها هم آنوقت مخالفت دیگر نمىکردند، مستهلک بودند در بین ملت. ملت ما مجتمع شدند در کلمه اسلام، در جمهورى اسلام، مجتمع شدند در اینکه ما این سلسله فاسد را نمىخواهیم. این مساله الهى بود، خدا خواست این کار بشود و این مساله الهى را ماباید حفظش کنیم. این معنا که همه باز توجهمان به این باشد که براى خدا انجام وظیفه بکنیم، هر کس در هر حال هست براى خدا و این اجتماعى که با این اجتماع ما موفق شدیم که این سد شکسته بشود این را حفظش بکنیم اگر این اجتماع و این الهیتى که در مردم پیدا شد و مقصد روحانى الهى که در مردم پیدا شد آن محفوظ باشد، مادامى که این محفوظ هست شکست توى کار نیست. توجه کنید که این از دست شما نرود. این دو تا جهت، اجتماع ولله بودن و براى خدابودن، این دو خاصیت مادامى که در امت ما هست امت ما پیروز است و من از خداى تبارک و تعالى مىخواهم که این اجتماع محفوظ و این الهیت محفوظ باشد و من از شما آقایان تشکر مىکنم که تشریف آوردید و از نزدیک ما با هم ملاقات کردیم و مسائلى که باید عرض کنیم عرض کردیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته