صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٩
شکست. حضرت موسى هم یک شبان و یک عصا، از همین طبقه مستضعف، این طبقه را بر ضد فرعون و بر ضد دستگاه طاغوتى او برافراشت، اینها را بر انگیخت بر ضد آنها، نه اینها را خواب کرد تا آنها بخورند، اینها را بیدار کرد که آنها را بکشند. عکس آنکه نویسندههاى خائن ما و نویسندههاى خائنتر خارجىها مىگویند که دین افیون جامعه است و انبیا آمدهاند که جامعه را با این افیون خواب بکنند و قدرتمندها و طاغوتها این را، جامعه را بمکند و اینها خواب باشند. درست وقتى تاریخ انبیا را ملاحظه کنید عکس این است یعنى طاغوتها به مردم غلبه کرده بودند و خداوند در هر عصرى یک نفر را از همین قشر پائین، از همین چوپانها، از همین طبقه مستضعف برانگیخت و این طبقه مستضعف را بیدار کرد و بر ضد طاغوتها قیام کرد و فرعون را غرق کرد و از بین برد. و اما اسلام که تاریخش نزدیک به ماست آنها اینقدر دورند، تاریخ نزدیک به ماست، زندگى پیغمبر اکرم معلوم است براى همه چه جور بوده است. معارضهاى او و جنگهاى او معلوم است با کى جنگ کرده. پیغمبر اکرم در مکه مکرمه از همین طبقه مردم، البته از اشراف به آن معنا که سادات آنوقت بودند، نه اشراف به آن معنا که سرمایهدار بودند، به آن معنا که سادات بودند، از آنها بود لکن فقیر بود، از طبقه فقرا بودند اینها، تا آخر هم با همین فقر زندگى کردند و معذلک این کارها را انجام دادند. از همین طبقه در مکه پیدا شد و اشراف مکه و سرمایهدارها و قافلهدارها و اینها با او مخالفت کردند به اندازهاى که نمىتوانست دیگر آفتابى بشود، توى غار رفت، مدتها در غار محبوس بود آنجا تقریبا، تا کارهاى تبلیغات زیرزمینى را اینجا کرد. یک عدهاى را با خودش همراه کرد و بعد دید اینجا زورش به اینها نمىرسد با مردم مدینه بست و بند کرد و تشریف بردند مدینه، در مدینه هم که رفتند وارد نشدند به یک طایفه چیزدار، به همین فقرا، به همین مردم ضعیف. مسجد پیغمبر اکرم هم مثل این مسجدهاى شما نبوده است مسجد اعظم، یک جاى کوچکى، یک سقفى با این چیزهاى خرما، با این چیزهاى خرما یک چیزى درست کرده بودند، یک دیوار اینقدرى هم براى اینکه مثلا حیوانات وارد نشوند با یک چیزى گلى یا از همینها درست کرده بودند. اما سرنوشت اسلام را در یک همچو مسجدى درست مىکردند. مسجد بود، همچو نبود که قبه و بارگاه باشد و میان تهى، از آن تاسیسات خالى لکن از همان جا روم و ایران را شکست دادند، هر چه هم بخواهند اینها گریه کنند. این پیغمبر اکرم از همین طبقه پایین به طورى که وقتى هم مدینه تشریف بردند باز اصحابى ایشان داشتند که خانه نداشتند، هیچ خانه نداشتند، در مسجد اینها مىخوابیدند، یک صفهاى بود که اصحاب صفه مىگفتند، عدهاى آنجا پهلوى هم همان جا مىخوابیدند زندگىشان همان بود. زندگى نداشتند وقتى هم مىخواستند جنگ بروند هر چند نفرشان یک شتر، هر چند نفرشان یک شمشیر، اینجورى بود وضعشان. هیچى، هیچ خبرى نبود در کار. از این طبقه بودند، در مقابل کى؟ جنگهاى پیغمبر با کى بوده؟ آیا پیغمبر آمده این طبقه مستضعف را خواب کند که آنها بمکندش؟! یا آمد و این طبقه ضعیف را، این مستضعفین را برانگیخت؟ جنگهاى پیغمبر همهاش با همین اشراف بود و با همین باغدارها و با همین سرمایهدارها و با همینها و بعد هم با سلاطین و با کسان دیگر. کاغذهاى پیغمبر به سلطان ایران، به سلطان روم،