صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٣
عمل به موازین شرعى الهى از وظایف سنگین نهادهاى انقلابى
و اما راجع به مسائل خودتان. البته با مرور زمان این بار را همه به مقصد برسانید و مهم این است که در هر جا هر کمیتهاى هست، در هر جا پاسدار هست و در هر جا هر دادگاه انقلابى هست چون اینها به اسم اسلام است، الان به اسم جمهورى اسلام است، از این جهت وظیفه مهم براى آقایان علما که در رأس هستند و هم براى پاسدارهاى محترم که برادر هستند و هم براى دادگاهها و کمیتهها یک وظیفه سنگین اسلامى است. اگر حالا در یک همچو موقعى که همه چیز باید اسلامى باشد و در خارج و داخل جمهورى اسلامى ثبت شده است، اگر چنانچه حالا خداى نخواسته یک چیزى واقع بشود از بعض کمیتهها، از بعض دادگاهها، از بعض پاسدارها و اینها، خصوصاً اگر چنانچه خداى نخواسته از بعض مثلاً کسانى که ملبس به لباس روحانیت هستند، این یک بهانهاى دست دشمنها مىدهد که اسلام را با آن بهانه و با این ترتیب یک طور دیگرى معرفى کنند. الان در مطبوعات خارجى به واسطه همین اجانبى که مىخواستند ببرند از اینجا و منافعشان در خطر است وانشاء الله دیگر به دست آنها نخواهد رسید، اینها مشغول یک تبلیغاتى شدند، مشغول یک حرفهاى باطلى شدند و گاهى راجع به اعدامهائى که شده است مثلاً اشکال مىکنند، گاهى راجع به مسائل دیگر. البته آنها باید صدایشان در آید لکن ما نباید بهانه دست آنها بدهیم ما باید روى موازین الهى، موازین شرعى عمل کنیم. امروز از یکى از آقایان علماء شیراز یک کاغذى براى من آمد که من حالا مطالعه کردم و ایشان راجع به این حدودى که در مناطق مختلف جارى مىشد ایشان شکایت داشتند که این حدود موافق موازین عمل نمىشود و تخلفات مىشود، از این جهت خوب است که بگذارند این را وقتى کهیک موازین شرعى پیدا بشود و آنوقت اجرا بشود ممکن است که الان بر خلاف موازین شرعى اجرا بشود از این جهت خوب است که یک توقفى بشود که مبادا خداى نخواسته حدود بر خلاف آن چیزى که شارع مقدس فرموده است عمل بشود. البته حدود باید در نظر، تحت نظر مجتهد عادل انجام بگیرد و با آن موازینى که شارع مقدس فرموده است، که شاید آن موازین اگر ملاحظه بشود کم اتفاق مىافتد که ثابت بشود. یک خیانتى از قبیل مثلاً فرض بفرمائید زنا که چهار نفر عادل شهادت بدهند من دیدم کالمیل فى المکحله و چطور ممکن است که یک همچو امرى ثابت بشود و اگر به اقرار رسید بایست چهار دفعه اقرار بکند آن هم قاضى موعظهاش بکند که تو اگر اقرار بکنى حد جارى مىشود، شاید اشتباهى مىکنى. یک جورى که شارع مىخواهد یک همچو مسائلى چه نشود - واقع نشود. آنکه تا یک مطلبى مىشود، تا یک تهمتى زده مىشود یک وقتى خداى نخواسته دست به یک همچو اعمالى زده بشود، این برخلاف رضایت خداست و بر خلاف مسیر اسلام است، بر خلاف نهضت است و موجب این مىشود که آبروى نهضت از بین برود، موجب این مىشود که خداى نخواسته اسلام یک طور دیگرى جلوه بکند و آن اینکه اسلام آنطور که بیان فرموده است و حدود را تعیین کرده، با آن شرائط کم اتفاق مىافتد که ثابت بشود همان وقت هم باید تحت نظر مجتهد عادل باشد، هرج و مرج نباشد که هر که در هر گوشه یک چیزى درست کرده است حدود جارى بکند، حدود را نمىتوانند جارى بکنند و چیز بشود. اینها باید