صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧
که باز در همان وقتها که این وسائل اتومبیل و اینها نبود با قافلهها حرکت مىکردند و با شترها مىرفتند و مطالعه در گروههاى مختلف، عشایر ایران، بختیارىها - عرض کنم - بلوچها، کردها، یک دسته آنجاها مىرفتند و مطالعه مىکردند آنها چه جور آدمهائىاند و چه جور مىشود آنها را تحت استعمار گرفت. و یک گروه دیگرى هم در شهرها مشغول مطالعه بودند که اینها چه جور وضعى دارند و آنطورى که من مىفهمم از رویهمرفته مطالعاتشان راجع به انسانها این حاصل شده است که این جمعیت شرقى به اسلام اعتقاد دارد و آن که مانع مىشود از اینکه آن چیزهاى زیرزمینى را به غارت ببرند اینها هستند که به اسلام عقیده دارند، این قشرهاى دیگرى که با اسلام سر و کار ندارند از آنها هیچ باکى نداشتند، آنها یک مردم تهى هستند که با آنها کارى نداشتند، آن که از آن خوف داشتند تودههایى بود که به اسلام عقیده داشتند. خوب، اینهائى که به اسلام عقیده داشتند از چه راه این عقیده را پیدا کرده بودند از طریق روحانیت این اعتقاد را اینها تزریق کرده بودند و مطالعاتشان به اینجا رسیده است که، رسیده بود که این ملاها در دهات و قصبات و همه جا هستند و هر وقت بخواهند، این مردم را ممکن است که به شورش وا دارند. چه بکنند این نشود؟ دو نقشه مىخواستند پیاده کنند. در زمان رضاشاه پیاده شد به طور سختى هم پیاده شد و بعد از آنکه دیدند آن سختىها مشکل است و نمىشود، به ترتیب شیطانى یکى اینکه اسلام را در بین تودهها، در بین مردم، این را کوچکش کردند، قلمهاى اجیر آنها و تبلیغات دامنهدارشان راجع به اینکه این اسلام مال زمان سابق بوده است، چیزى که مال هزار و چهار صد سال پیش از این است دیگر حالا، حتى حالا هم اگر شما دیده باشید گاهى وقتها جرات نمىکنند بگویند، اما مىگویند در یک کلمهاى. این یک راه بود که اسلام را اصلا از نظر مردم بیندازند اسلام کهنه شده است، دیگر حالا وقت عصر نوینى است، حالا عصر تجدد است، حالا عصر موشک است، در عصر موشک دیگر اسلام نباید مطرح بشود یک راه دیگرش هم که در عرض همین دنبال مىشد اینکه روحانیت را از دست مردم بگیرند اینها دربارىاند، اینها انگلیسىاند، خود انگلیسها تزریق مىکردند، خود انگلیسها به مردم اینطور مىگفتند که اینها انگلیسىاند، اینها منحرفند، انگلیسىاند. خودشان به مردم اینطور مىگفتند، آنهایى که اجیر بودند از طرف آنها، به مردم اینطور تزریق مىکردند. خوب سابق، ده، بیست سال پیش از این، بیست سال پیش از این یا یک قدرى بیشتر، انگلیس معروف بود و مطرح بود، بعد آمریکا جلو افتاد اینها دربارىاند، اینها انگلیسىاند، اینها را گذاشتهاند براى اینکه مردم را خواب بکنند، دین اصلش تخدیر است، دین مثل مخدرات مىماند، مردم را خواب مىکند که آنها ببرند، و بچاپند، و روحانیت هم عامل انگلیسها هستند اینها آمدهاند اینجا مردم را خواب کنند که آنها بچاپند و اینها حرف نزنند، مردم را اینها خواب مىکنند، آنها اموالشان را مىبرند و خودشان خوابند ملتفت نیستند. این دو نقشه بود که اسلام را از نظر مردم پایین بیندازند و مردم به آن بىاعتنا بشوند و آنها هم که اسلام را ترویج مىکنند، از آنها هم مىترسیدند، آنها را هم منحط کنند تا اینکه این دو تا قدرت وقتى که از ملت گرفته شد دیگر ملت نمىتواند کارى انجام بدهد، نه مىتواند وحدت داشته باشد و نه مىتواند عمق مسائل را بفهمد، از آن طرف هم نویسندههایى که از خودشان هستند یا بدتر از