صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤١
تاریخ: ١٠/٧/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع اعضاى هیأت دولت جمهورى اسلامى به مناسبت سالروز هجرت ایشان از نجف اشرف به پاریس
خداوند در همه مسائل از اول نهضت تا حالا با ما و با شما و با ملت ایران همراهى فرمود
بسم الله الرحمن الرحیم
من مختصرا قصه اى که واقع شد عرض مىکنم. ما که از ترکیه وارد عراق شدیم و بعدهم وارد نجف، از طرف دولت عراق کرارا آمدند و اظهار داشتند که عراق مال شماست و هر جا باشد، هر جا بخواهید هر کارى داشته باشید انجام مىدهیم، تا دولتها تغییر کرد، یکى پس از دیگرى تغییر کرد و منتهى شد به این اواخر که ما مقتضى دیدیم بیشتر از آن مدت در عراق فعالیت بکنیم. کمکم دولت عراق به طور تدریج در صدد جلوگیرى شد.
ابتدا چند نفرى در منزل ما به عنوان حفاظت، شایعه هم درست مىکردند که اشخاصى آمدهاند براى ترور شما، بلکه یک دفعه گفتند پنجاه نفر آمدهاند که من گفتم آن متنش دلیل بر دروغ بودن است براى آنکه ترور پنجاه نفرى هیچ وقت نمىشود، باید یک نفر بیاید کم کم مامورها زیاد شدند، باز هم همین که ما مىخواهیم حفاظت کنیم لکن من از اول به بعضى دوستان مىگفتم قضیه حفاظت نیست، قضیه مراقبت از این است که ما چه مىکنیم.
کم کم از بغداد یک وقت رئیس امن آمد، او آدم ملایمى بود و صحبتهایش هم همه تعارف بود و اینکه شما هر کارى بخواهید بکنید مانعى ندارد و هر عملى انجام بدهید مانعى ندارد و فلان، ایشان رفت و بعد از چند روز یک نفرى دیگرى آمد که گفتند او مقدم است بر آن رئیس امن، ایشان به طور رسمى به ما گفت که ما چون یک معاهداتى، تعهداتى با دولت ایران داریم از این جهت نمىتوانیم تحمل کنیم که شما اینجا فعالیت مىکنید و شاید امروز همان مقدار گفت و روز بعدش باز آمد و بیشتر و گفت که نباید شما چیزى بنویسید یا در منبر صحبتى بکنید یا نوارى پر کنید و بفرستید براى اینکه این مخالف تعهدات ماست، من به او گفتم که این یک تکلیف شرعى است که به من متوجه است، من هم اعلامیه مىنویسم و هم در موقعش در منبر صحبت مىکنم و هم نوار پر مىکنم و به ایران مىفرستم و این تکلیف شرعى من است، شما هم هر تکلیفى دارید عمل کنید. بعد صحبتهائى کرد و چه بالاخره منتهى شد به اینکه من همچو علاقهاى به یک محلى ندارم من هر جایى که بتوانم خدمت بکنم، آنجا خواهم رفت نجف پیش من مطرح نیست که من آنجا بمانم. گفت که شما هر جا بروید همین مسائل