صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٥
در رادیو تلویزیون باشد، هر چه قلمها به کار بیفتد، در مداحى یک نفر آدمى که همه چیز ما را به باد داد، هیچ آزادى در زمان ایشان، آزادى سالم نبود، ولى یک قسمت آزادىها بود، در سینماها را باز کرده بودند با آن وضعى که سینماها داشت که اگر جوانهاى ما چند روز مىرفتند در آنجا تباه مىشدند و از فکر اینکه یک کارى براى کشور خودشان بکنند بکلى مىافتادند و در اینها باز بود، در قمارخانهها هم باز بود به همه جوانها، در فحشا هم باز بود به همه جوانها، و از تهران تا شمیران و اواخر شمیران مىگویند آنقدر مراکز فساد بود که قابل فحص مثلاً نبود. اینها را آزاد قرار دادند، بلکه دامن زدند به آن، بلکه قلمها، بیانها دامن زد به اینکه، که این نحوآزادىهائى که مضر به حال کشور است، مضر به حال ملت است، اینها را آزاد گذاشتند. از بعد از زمان ایشان تا حالا باز برگشت به دوره سابق و بهتر، براى اینکه دوره سابق هم دوره قجر بود و آنها هم فاسد بودند اما نه به فساد اینها، اینقدر که اینها، این پدر و پسر، اینها رکورد فساد را شکستند. این آزادى که الان براى ملت ما هست، براى زن، براى مرد، براى نویسندهها، براى چیزها، این آزادى، آزادى است در کلیه امورى که این امور به نفع خود شماهست. شما آزادید بروید بیرون مطالب خودتان را بگوئید، انتقاد از دولت بکنید، انتقاد از هر کس که پایش را کج گذاشت بکنید، هیچ کسى نیست که به شما بگوید چرا. بروید در جهاد سازندگى، با ملت خودتان بروید و همراهى کنید، آزادید مىروید مىکنید. تمام چیزهائى که در رشد انسان، در رشد خواهرها و برادرها و این کودکهاى عزیز دخالت دارد، اینها همه آزاد هستند، آنى که اسلام جلویش را گرفته و آزاد نیست قمار بازى است که تباه مىکند ملت را، شرابخوارى است که تباه مىکند ملت را، انواع فحشائى که در زمان این مرد جنایتکار بود و فراهم کرده بودند اسبابش را، اینهاست که در اسلام ممنوع است. پس ما دو قسم آزادى داریم که یک قسم مفیدش در غیر زمان این دو جنایتکار بود و در زمان اینها این قسم از آزادى بکلى ممنوع بود و آن آزادى آنها مىخواستند که زن آزاد باشند که هر جورى بزک بکنند و بیایند توى خیابانها و با جوان خداى نخواسته چه بکنند. آن را آزادى قرار داده بودند. حالا هم الان آنهائى که مىخواهند اسلام نباشد دلشان براى این آزادى مىسوزد، این آزادى مطرح نیست پیششان اصلاً، اینهائى که اینهمه حرف مىزدند از اینکه مملکت و چطور، ملت ما چطور، کذا و اینها، اگر شما در تمام اینجاهائى که رفتید، کسانى که رفتند براى کمک کردن به برادرها و خواهرهاى خودشان در جهاد سازندگى، اگر شما از اینها کسى پیدا کردید آنجا. اینهائى که داد مىزنند خلق و خلق، اینها آنهائى هستند که خرمنها را مىروند آتش مىزنند، نه اینهایند که مىروند خرمن جمع مىکنند. شما مىروید زحمت مىکشید و با برادرهاى خودتان، خواهرهاى خودتان کمک مىکنید خرمن درست مىکنید، براى آنها وجین مىکنید، درو مىکنید، آنهائى که داد از خلق مىزنند و داد از اینکه ما طرفدار تودهها هستیم، مىآیند آتش مىزنند. همین که شما زحمت کشیدید، دستشان برسد مىآیند آتش مىزنند و همینها هستند که لولههاى نفت را با تفنگ منفجر مىکنند، همینهائى که براى خلق به قول خودشان دارند چه مىکنند، همین دموکراتها و دم دموکراتکه در کردستان بودند و الان هم هستند، همینها بودند که نفت راخواستند به تباهى بکشند و دهقانها را به تباهى بکشند و