صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٦
بشود، همین روحانیون را کوبید و همین مذهب را کوبید و همین مذهبیون را. شما هم که حالا آمدید و قلمهایتان روى کاغذ آمده همان حرفها را دارید مىزنید. این راجع به آنها.
روحانیون براى حفظ حیثیت اسلام فرصت به دست قلمفرسایان ملىگرا ندهند
اما راجع به خودتان، شما آقایان و همه علماء اسلام، همه علماء ایران الان در یک وقت حساس واقع شدید که اگر خداى نخواسته از یکى از جوان شما یک کار خلاف ببینند، همین آدمهائى که نشستهاند آنجا و مواظبند که مبادا اسلام پیروز بشود، همینها شروع مىکنند به قلمفرسائى و شما را متهم میکنند که اینها این کارهاند و از آن روز تا حالا منطق اینها این است، از آن روز تا حالا ما گرفتار دیکتاتورى پهلوى بودیم، رژیم سلطنتى، از حالا به بعد گرفتار دیکتاتورى عبا و عمامه هستیم. شما که تا حالا دیکتاتورى نکردید، همه عالم مىدانند که شماها فشار به کسى نیاوردید که به زور راى بده، همه عالم مىدانند که شما فشار به کسى نیاوردید که این آقا را مثلاً براى مجلس خبرگان مثلاً تعیین کن، مردم آزاد رفتند تعیین کردند، حالا که این طورى است و شما کارى انجام ندادید الا اینکه در هر دادگاهى یک قاضى روحانى هم بوده است و این مجرمین را، آنهائى که پنجاه سال این مردم را داغ کردند و پدر این مردم را در آوردند و جوانهاى ما را کشتند و امر به کشتن کردند، این یک عده معدودى را این روحانى که در یک دادگاهى نظارت کرده یا حکم کرده است حالا با اینکه یک همچو قصهاى بوده است، اینها صدایشان در آمده و من مىدانم اصلاً این رگ گبریت در اینها هست، رگ ملیت، آن رگ هست باز. یعنى خونشان خون ملى به آن معنائى که گبرها مىگویند هست (نه این گبرها که بسیاریشان هم آدمهاى شریفى هستند، هیچ ضررى هم به ما ناحیه این گبرها نمىرسد، آن گبرهاى سابق). اگر چنانچه خداى نخواسته از من و شما یک مطلب خلافى صادر بشود که روى موازین اسلام نباشد، در کمیتهها هستید، در هر جا هستید، بین پاسدارها، پاسدار هستید، از این مسائلى که الان موجود است و باید هم باشد، اگر خداى نخواسته از یکى از شما یک مطلبى را ببینند که بر خلاف موازین بود، اینهائى که غرض با شما دارند شروع مىکنند با تاخت و تاز و نه به شما، به روحانیت و نه به روحانیت، اسلام راهم مىکوبند به اینکه جمهورى اسلامى هم همان رژیم شاهنشاهى است با عوض شدن لفظ پس من و شما، همه ما، معممین و همه روحانیون، یک وظیفه شرعى الهى داریم براى حفظ حیثیت اسلام وحیثیت نهضت اسلامى. غیر قضیه این است که یک کسى بگوید و بخواهد خودش آبروى خودش را از بین ببرد، آن هم برایش جایز نیست، آن هم حرام است، لکن اگر یک مطلبى از من و شما صادر بشود که موجب این بشود که اینها روى اسلام حساب بکنند، اگر یک همچو کارى بشود اسباب این شدیم که عمل را پاى اسلام حساب بکنند و پاى مطلق روحانیون حساب بکنند. این اگر یک چنین کارى بشود، ما اسباب این شدیم که اسلام را شکست دادیم، روى اسلام به جور منکر نمایش دادیم و این یک مسأله مهمى است براى همه ما، من که یک طلبه هستم و شما که آقایان هستید، همهمان در این امر شرکت داریم، در اینکه مشترکیم در اینکه باید حفظ کنیم این آبروى اسلام را و او به این