صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١
مىدانستند مىدانستند و نه ابزارش را داشتند، ابزار که هیچ نداشتند حتى هر چند نفرشان یک شتر، هر چند نفرشان یک شمشیر، یک بندى از چیز خرما، لیف خرما درست کرده بودند شمشیر را با آن بند بسته بودند اینجا.
لکن روح، روح الهى بزرگ بود، آن روحى بود که وقتى نیزه را (آن در یک جنگى مرد) آن مخالف گذاشت به اینجاى آن و فشار داد، این دید که خواهد مرد، با این فشار داد خودش را از توى نیزه، یکى نیزه توى شکمش رساند، خودش را، او را هم کشت، خودش هم مرد. یک همچو روحیه، یک همچو روحى یا مثلاً به قلعههاى بزرگ وقتى که مىرسیدند و کشته مىدادند، کشته مىدادند بعد براى رفتن بالا نیزهها را زیر یک سپر مىگذاشتند، سپر رویش، یکى رویش مىنشست مىرفت بالا، اگر کشته هم مىشد، که مىشد تا در را باز مىکرد. این روحیه، یک روحیه است که روحیه الهى است، در ملت ما هم پیدا شده است الحمدلله (یکى از حضار خطاب به امام: انشاء الله خدا به شما عمر هزار ساله بدهد) و به همه ملت انشاءالله عمر با برکت که هزار سال که نمىشود لکن برکت هزار سال را، انشاء الله ملت ما این برکت داشته باشد عمرشان همانطورى که این برکت بود که سلطنت دو هزار و پانصد ساله را، این محتاج به هزار سال فعالیت بود تا یک سلطنت دو هزار پانصد ساله را ببرند، این برکت بود، این برکتى بود که خداى تبارک و تعالى به شما ملت مسلمان مومن داد و من دلخوشیم به این تحولات است یعنى همان وقت که من در پاریس بودم و بعضى از این مسائل را (البته تمامشان را آنجا شنیدم یعنى بیشترش را) بعضى از این مسائل را در پاریس مىشنیدم و منجمله این بود که یک نفرى که رفته بود گردیده بود و به دهات اطراف ما، دهات کمره، دهات خمین، دهات چاپلق آنجاها رفته بود، به من گفت که من در آن دهات که رفتم، صبح همان وقتى که بحبوحه تظاهرات و اینها بود گفت صبح که مىشد در هر دهى آخوند ده جلو مىافتاد مردم عقبش تظاهر مىکردند و ایشان گفت به من در فلان جا در قلعه حسن فلک (آن قلعه حسن فلک را من رفتم مىدانم کجاست، در پهلوى کوهى است که به آن کوه الوند مىگویند آن غیر الوند همدان است. مال خمین است الوندى است، آنجا یک قلعهاى است مثلا به اندازه چند مقابل این عمارتها، ده بیست تا خانوار شاید داشته باشد) گفت حتى آنجا، گفت من آنجا که رفتم، دیدم مطالبى که در آن قلعه مردم آنجا مىگویند همانى است که در تهران مىگویند. من آنجا در ذهنم آمد که مساله، مساله بشرى نیست، مسأله، مسأله الهى است و این پیش مىبرد. وقتى مطلب توجه از جانب ماوراء الطبیعه و غیب باشد، این ملت پشتیبان غیبى دارد و با پشتیبان غیبى شما پیش بردید والا ابزارى دست شما نبود، چهار تفنگ دست پاسبانهاى ما هست، اینها غنیمت جنگى است و الا کى داشتند اینها را. آنى که در بین ملت ما بود الله اکبر و ایمان بود، فریاد الله اکبر و ایمان بود و او پیش برد.
حفظ وحدت و روحیه الهى ضامن تداوم پیروزى است
برادرها! حفظ کنید این را، خواهرها! حفظ کنید این را. تا این،این سنگر الهى، این دژ محکم خدایى هست شما پیروزید، نه دموکراتها به شما غلبه خواهند کرد و نه کمونیستها خواهند، همه اینها