صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٤
کنار گذاشتند مطالبى که مال شخص بود کنار گذاشتند و همه به یک مقصد متوجه شدند. پس رمز پیروزى ما وحدت کلمه قشرهاى مختلف و ایمان بود، ایمان به خداى تبارک و تعالى. با این رمز شما پیروز شدید و پیروزیى که معجزهآسا بود، نه پیروزى یک پیروزى آسانى، یک پیروزى که بشود حساب کرد، یعنى پیروزیى بود که جز با اراده خداى تبارک و تعالى هیچ امکان تحقق نداشت.
مخالفین ما و شما، دشمنهاى ملت همه جور ابزار جنگى در دستشان بود، قدرت در دستشان بود، تانکها دست آنها، توپها دست آنها، مسلسلها دست آنها و نظامىها هم دست آنها، همه چیز دستشان بود، از آن طرف پشتیبانى همه جانبه هم از آنها مىشد. آمریکا، شوروى، انگلستان، همه پشتیبانى مىکردند، بلکه دولتهاى اسلامى، دولتهاى اسلامى هم پشتیبانى مىکردند. تمام ابزار جنگى که آنها داشتند و تمام پشتیبانىهاى ابر قدرتها و قدرتهاى بعدى، اینها همه بودند لکن باید بگویم خداى تبارک و تعالى همه حربهها را کند کرد یعنى اینها مىتوانستند که در یک روز با این قوههائى که دارند سرکوب کنند ملت را، تهران را به خاک و خون بکشند، مىتوانستند لکن حربههایشان کند شد یعنى خدا خواست که سران اینها خوف در دلشان افتد. تتمه آنها هم یک دستهشان که ایمان داشتند ملحق شدند به ملت، یک دسته دیگر هم مىترسیدند خداوند گاهى اسلام را با همین نصر، به رعب نصرت مىداده اسلام را در صدر اسلام به اینکه دشمنها را ترساندند. از یک گروه کم، دشمنهاى داراى همه ساز و برگها مىترسیدند. این ترس اسباب آن مىشد که شکست بخورند. اینها اگر نترسیده بودند، اگر خداوند تبارک و تعالى در دل اینها آن ترس را نینداخته بود، ممکن بود که در یک روز همه ما را از بین ببرند، برایشان امکان داشت لکن همچو شد که استعمال اسلحه نتوانستند بکنند، یعنى هیچ بمباران نکردند اینها، تهران را اینها مىتوانستند بکنند، امر هم گاهى کرده بودند بالائىها، پائینىها نشنیدند امرشان را. این یک نصرتى بود که خدا به ما داد که ما که هیچ نداشتیم یعنى نه نظامى بودیم و نه ملت ما نظامى بود، که اینها مشق نظامى نکرده بودند، اینها مدرسه نظام نرفته بودند و هیچ ابزار جنگى هم نداشتیم، هر چه بود دست دشمن بود، هم نظام را آنها داشتند و قدرت نظامى داشتند، تحصیلات نظامى داشتند و اینها و ما نداشتیم و هم همه ابزار دست آنها بود و ما نداشتیم. مىتوانستند اینها آب و برق را از تهران یا از شهرستانها ببرند، شما را در تشنگى بگذارند. خداوند منصرفشان کرد، کارى کرد خدا که آن چیزهائى که، حربههائى که دست آنها بود استعمال نتوانستند بکنند، حالا از خوف بود، انصراف بود، هر چه بود این پیروزى شما مهمش این معنا بود که دشمن را یا به خوف یا به انصراف از کار انداخته بود. و لهذا در آن شبى که اینها بنا بود که، بنا داشتند که کودتا کنند، همان شبهاى آخرى که ما در تهران بودیم و اینها مىخواستند کودتا کنند و بعدها ما فهمیدیم، همان وقت که اعلام حکومت نظامى در روز کردند که حکومت نظامى روز هم باید مردم بیرون نیایند بعد ما فهمیدیم که اینها بناى بر این داشتند که حکومت نظامى بکنند در روز و تانکها و توپها همه را بیاورند مستقر کنند در خیابانها و شب وارد بشوند و همه اشخاصى که احتمال مىدادند که با آنها مخالف باشند بکشند. خدا این را هم خنثى کرد به اینکه یک جورى شد که مردم اطاعت