صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٣
تاریخ: ٢٨/٦/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع عشایر استان آذربایجان شرقى و کارکنان اداره دارائى کرمان.
محمدرضا و آمریکا مانع بودند از اینکه نیروهاى انسانى ما رشد بکنند
بسم الله الرحمن الرحیم
من از همه آقایان و خواهرها تشکر مىکنم که از راههاى دور آمدهاند زحمت کشیدهاند و در این اطاق محقر با ما ملاقات کردهاند تا اینکه بعضى مطالب که حالا باید تنبه بدهم و مکررا در همه جلساتى که شده است عرض کردم حالا هم عرض مىکنم. مقصد ما از این نهضت دو چیز بود که یکى از آن اصلى و یکى فرعى، یکى مقدمه و یکى هم مقصد. مقدمه این بود که یک گروهها، یک اشخاص، اشخاص وابسته، اینها مانع بودند از اینکه این مملکت سروسامان پیدا بکند. که در راس آنها از داخلىها محمدرضا بود و از خارج هم آمریکا، دیگران هم بودند لکن این دو تا بیشتر، اینها مانع بودند از اینکه نیروهاى انسانى ما رشد بکنند، اینها نمىگذاشتند که فرهنگ ما یک فرهنگ صحیح باشد (آنها با نقشه و این هم که بى چون و چرا سرسپردگى داشت با آنها، هر چه آنها مىگفتند عمل مىکرد) و نگذارند به اینکه این مملکت یک سر و سامانى خودش داشته باشد. مقصد آنها این بود که اینجا را یک بازارى براى آمریکا درست کنند و همه چیزش وابسته به آنجا باشد و این آدم هم از باب اینکه مىخواست خودش را حفظ کند و مىدید که حفظش به این است که تبعیت کند از آنها، بى چون و چرا تسلیم آنها بود.
رمز پیروزى ما وحدت کلمه قشرهاى مختلف و ایمان بود
الحمدلله این مقدمه که عبارت از برداشتن مانع از سر راه ملت بود با زحمت ملت، همراهى همه قشرها این انجام گرفت و در این دو چیز موثر بود، در این پیروزى که نصیب ملت ما شد دو چیز موثر بود، یکى که از همه چیز بالاتر است اینکه مقصد همه مقصد الهى بود، انگیزه اسلام بود. مىدیدیم که در شعارهایشان، در فریادهایشان شعارهاى اسلامى بود، فریادهاى الله اکبر . مقصد این بود که آنها را که مخالف اسلام مىدانستند بروند کنار و بعد از آن انشاء الله آن مقصد حقیقى که آن مقدمه این است تحقق پیدا بکند. پس یک جهت، جهت این بود که همهتان فریادتان این بود که ما اسلام را مىخواهیم و شاهنشاهى و اینها را نمىخواهیم. جهت دیگرش هم که به تبع آن آمده بود وحدت همه قشرها بود یعنى ملت سرتاسر این کشور بپا خاستند و با هم مقاصد خودشان را