صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٧
بکند و سرتاسر کشور را بگیرد.
امدادهاى غیبى الهى عاملى جهت پیروزى
شما که به فکر این هستید و بودید به اینکه الان یک فعالیت فرهنگى مثبت انجام بدهید، شما مواجه هستید با یک فرهنگى که فرهنگ خودتان نبوده است. فرهنگ غیر، تحمیل به ما بوده است. وقتى مواجه با این هستید و حالا به فکر این معنا افتادید که ما فرهنگ غیر را کنار بگذاریم و فرهنگ خودمان را شروع بکنیم این خودش یک تحولى است، یک چیزى است که خدا این کار را انجام داده است و من از باب اینکه کارها دارد به یک وضع غیر عادى انجام مىگیرد، اگر ما این قدرت را، ملت، ملت ما این قدرت را شکست داد، این یک امر عادى نبود که ما حساب کنیم که یک امر عادى بود - و ما جمع شدیم یک ما مگر مىتوانستیم؟ این یک امر مهمى که خداوند براى ملت ما انجام داد این بود که همه این سران را منصرف کرد از اینکه با فشار عمل کنند. شما خیال کردید که اگر اینها مىخواستند با فشار عمل کنند و طیارهها را از بالا و عرض مىکنم که چیزهاى دیگر را از پائین و قواى انتظامى و کذا، ما مىتوانستیم به این زودى کارمان را انجام بدهیم؟ اگر هم مىشد مثل افغانستان مىشد که حالا آن بیچارهها مبتلا هستند. اما کار یک کارى بود که بزرگترها ترسیدند، خدا نصر، گاهى نصر به رعب است. در اسلام اینطور بوده است که گاهى پیغمبر اسلام را نصر مىداد خدا به اینکه طرف مقابل مىترسید، شاید توى ذهنشان مىآمد که این عربها ما را مىخورند.این اینطور بود، اینطور به نظرشان وحشتناک مىآمد، یک وقت مىدیدى که یک گروه زیادى در مقابل چند نفر که اینطور اعتقادها نسبت به آنها پیدا کرده بودند فرار مىکردند. این نصر به رعب بود، در ذهنشان القاء مىشد به اینکه خوب ملت ما را چه مىکند؟ همین جا اینطور بود، این بزرگهایشان ترسیدند و این ترسیدن یک نصرتى بود که خدا به ما مرحمت فرمود. دنبال این معنا، این ملحق شدن همه دستجاتى که مال آنها بود به ما، این یک امر عادى نبود که یک وقت ما دیدیم که نیروى زمینى و نیروى هوائى و نیروى نمىدانم چى و همه اینها متصل شدند یک وقت به خود مردم و کار را آسان کرد. نتوانستند، آنطورى که به ما گفتند، بختیار وقتى که مىخواسته برود امر کرده بوده که بمباران کنند تهران را، به او گوش نکردند و در این آخرى که یک بناى کودتا داشتند و بعد به ما اطلاع دادند، آنوقتى که روز، حکومت نظامى را اعلام کردند، ما اطلاعى نداشتیم از چیزى، بعد به ما اطلاع دادند که این براى این بود که مردم در خیابانها نباشند، قوا در آنجا جاگیر بشود یعنى همه قواى انتظامیه با جهازاتشان بیایند و خیابانها را بگیرند و شب بناى بر این داشتند که آنکه از روز حکومت نظامى درست کردند شبش کودتا کنند و هر کس را احتمال بدهند که یک حرفى بزند، بکشند. این هم خدا خواست، ما هیچ اطلاع از هیچ جا نداشتیم، این هم خدا خواست که یک همچو صحبت پیش آمد که نه اعتنا نکنید به این و بیائید بیرون و مردم آمدند بیرون، آن خنثى شد. آن نقشهاى که آنها داشتند که خلوت بشود و تانکهایشان را بیاورند مستقر بکنند و مجهز بشوند براى کار، این هم خنثى شد، این هم یک کار غیبى