صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٦
براى او مىگفتند و ترویج مىکردند.
بروز یک تحول روحى به دست خداوند تعالى براى نجات ملت ایران
این اجمالى است از این تفسیر پنجاه سال که موفق هم خوب شدند و جوانهاى ما را هم خوب تباه کردند و اگر چنانچه به این منوال مىرفت، باید ما دیگر مایوس باشیم از همه چیز، لکن خداوند خواست که به داد این مملکت برسد. این خواست خدا بود و یک قدرت مافوقالطبیعه، هیچ قدرتى نمىتوانست یک همچو کارى را، یک همچو چیزى که در ظرف پنجاه و چند سال اقلا و به حسب واقع در طول تاریخ، این مملکت را به یک جور دیگر درست کرده بودند، این مرد و زن را یک جور دیگرى درستشان کرده بودند و تربیت کرده بودند، همچو تحولى که الان هر جا بروید مىبینید که انسانهایش غیر آن انسانهایند که بودند. همین جوانهایى که آنوقت کشیده مىشدند طرف شمیران و آن قضایاى شمیران، حالا کشیده مىشوند طرف جاهائى که جهاد سازندگى است، همین، همین جوانها، همان زنهائى که آن وقت که هیچ بى تفاوت بودند راجع به کشور خودشان، راجع به همه چیز، همینها هم وارد شدند در میدان و دیدیم که خوب هم مىتوانند انجام وظیفه بکنند.
این یک تحول روحى بود که با دست تبارک و تعالى و اراده خداى تبارک و تعالى براى نجات ملت ما آمد و ما متحول شدیم از یک صورتى که آنطور بود، به یک صورت دیگرى. از آمریکا یک عده جوان چند روز، چند وقت پیش از این آمده بودند که ما آمدیم براى جهاد سازندگى. این یک تحولى است، جوان در امریکا براى عرض بکنم که بیاید از آنجا راه بیفتد که برود توى دهات اینجا براى جهاد سازندگى. من به آنها گفتم که شما (البته، هم آنها، هم شماها، فرق ندارد البته شما نمىتوانید مثل رعیتها بروید و کار بکنید و شما یک جور دیگر زندگى کردید اما این را بدانید که وقتى این رعیت، این کشاورز دید از آمریکا یک عده محصل، یک عده مهندس، یک عده دکتر آمدند توى صحرا مثلاً کجا مشغول شدند به درو، این قدرت فوقالعادهاى به آنها مىدهد یعنى آنها امیدوار مىشوند به مملکت خودشان، امیدوار مىشوند به عرض مىکنم که نظام خودشان. آن قدرتى که آنها دارند و فرض کنید در یک روز پنج ساعت، شش ساعت کار مىکنند، اینکه شما حالا آمدید و رفتید و آنها چشمشان به شما افتاد، ده ساعت کار مىکنند. آنى که یک جریب زمین را درو مىکرد حالا دو جریب زمین را درو مىکند، ضمیمه کنید به اینکه وقتى چشم این کشاورزها بیفتد که یک عده زن از توى خانههایشان در آمدند (کسانى که خوب هیچ وقت اهل این کار نبودند که بروند در جهاد سازندگى و بروند با رعیتها شرکت کنند در چیز) وقتى که ببینند اینها که یک همچو جمعیتى زنها آمدند برایشان دارند کمک مىکنند، این ارزشش پیش آنها خیلى زیاد است، واقع ارزش هم زیاد است ولو کارش کم است، نمىتواند یک زن یک کار مثبت زیادى انجام بدهد لکن ارزش زیاد است. کارهائى که الان مىشود، کارهاى ارزش دارى است. در نظر من بسیار بعضى از این کارها ارزش دار است ولو کم باشد ارزشش زیاد است یعنى کمکم این اسباب این مىشود که زیاد بشود این و موج پیدا