صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥١
دنبالش هشتصد هزار تا، یا هفتصد هزار. یکى از سرداران اسلام گفت که ما اگر چنانچه بخواهیم به طور عادى با اینها مقابله کنیم، اینها هم طلیعهشان که همان پیشقراولشان باشد در مقابل ما هستند، ما باید یک کارى بکنیم که اینها را بترسانیم، سى نفر همراه من بیاید ما مىرویم با آنها جنگ مىکنیم، با این شصت هزار تا جنگ مىکنیم، باشد؟ گفتند آخر نمىشود چون، بالاخره چک و چک کردند تا قبول کرد که شصت نفر باشند، شصت تا یک نفرى شبیخون زدند به آنها، شکستشان دادند. شصت هزار جمعیت را شصت نفر مومن، شصت نفر که براى خدا داشت کار مىکرد این طلیعه را شکست دادند، اسباب این شد که این سى هزار جمعیت بر روم غلبه کرد، بر ایران هم که غلبه کرد، در صورتى که آنها همه چیز داشتند، آنها یراقهاى اسبهایشان از قرارى که گفتند طلا بوده است لکن ایمان نداشتند، میانشان تهى بود، هر چه بود یک صورت بود، هر چه بود یک ساز و برگ بود اما میان تهى بود، این روحیه در آنها نبود که ما اگر بکشیم هم بهشت مىرویم، اگر کشته بشویم هم بهشت مىرویم، این روحیه در آنها نبود، در اینها بود و این روحیه غلبه کرد و من مطمئنم به اینکه شما پیروز مىشوید انشاءالله براى اینکه یک همچو روحیهاى امروز من در بین ملتمان مىبینم، یک دفعه و دو دفعه نبوده است، از نجف تا اینجا مواجه شدم من باجوانهاى زیبا، جوانهائى که اول جوانىشان است و اینها یکىشان آمد در نجف، آمد جلو من نشست بنا کرد قسم دادن من را که شما، قسم، قسم داد که من شهید بشوم، بعدا که ما در اینجا آمدیم زن این تقاضا را کرده، جوانها این تقاضا کردهاند، زنى که بچههایش را از دست داده است باز مىگوید که من یکى دو تا دارم این هم مىدهم، این روحیه، روحیهاى است که اطمینان براى ما مىآورد. این بر همه تانکهاى عالم مقدم است، یعنى پیروز مىشوید. این روحیه، روحیهاى است که خداى تبارک و تعالى انعام کرده است، مرحمت کرده است، این مرحمت الهى را حفظ کنید، این امانت است، این را کوشش کنید محفوظ بماند. مادامى که این روحیه الهى، این هدیه الهى در بین شماها هست از هیچ نترسید، نگرانى هیچ وقت نداشته باشید، به فکر این نباشید که چرا به ما احسنت نگفتند، چرا به ما اجر ندادند، چرا به ما مثلاً همراهى نکردند. خدا همراه شماست، امام زمان سلام الله علیه دعاگوى شماست، از چه ما مىترسیم؟ ما چرا بترسیم؟ مائى که راهمان راه خداست، مائى که در مقابل این قدرت شیطانى که همه چیز ما را، اسلام ما را، جوانان ما را، همه چیز ما را از بین برد، قیام کردیم، از چه بترسیم؟ از این بترسیم که کشته مىشویم؟ خوب، بشویم، جوانهاى ما همه کشته شدند. از این مىترسیم که غلبه بکنند؟ غلبه هم بکنند ما ترس نداریم براى اینکه ما حقیم وقتى حق هستیم غالب هم بشویم ما حق هستیم، مغلوب هم بشویم ما حق هستیم و انشاءالله غالب مىشویم. مطمئن باشید، دلتان را به این مبداء خیر متصل کنید، با خدا مناجات کنید. این شبهائى که در این تاریکىها اسلحهها به دوش است و در این تاریکىها راه مىروید دلتان را به آن مبدا متوجه کنید، متصل بشوید به آن دریاى بزرگ رحمت و از هیچ چیز دیگر باک نداشته باشید، از هیچ کس توقع نداشته باشید، نظرتان هم به هیچ کسى نباشد و غیر از آن یک قدرت هم هیچ چیزى نشناسید. همه اوست، همه هر چه هست آنجاست. خداوند