صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٧
مىکردند. مسجد مرکز اجتماع سیاسى است و از این یک قدرى وسعتش زیادتر، مىشود نماز جمعه. در هر هفته همه مجتمع بشوند در یک جائى، به حسب اختلافات، این شهر کوچکى است به اندازه وسعت خودش، یک شهر بزرگى است مثل تهران به این ترتیبى که هست، این یک اجتماع بزرگتر در هر هفته، آن اجتماع کوچکها در هر روز چند دفعه، این یک اجتماع بزرگ در هر هفته یک دفعه، با خطبهها و با روشنگرىها که باید خطیب یک آدم روشن روشنگر باشد و مردم را به وظائف سیاسى خودشان، به وظائف اجتماعى، به وظائف فرهنگى خودشان آشنا بکند. اجتماعات در هر سال یک دفعه یا براى دو تا عید، دو اجتماع بزرگ، باز و یک اجتماع همگانى براى همه مسلمین، اشخاصى که مىتوانند به مکه بروند، کسانى که مستطیع هستند، به طور الزام که باید در این مجتمع شرکت کنند و مجتمع هم یک مجتمع سیاسى است که باید اشخاصى که از اطراف مىروند، از ممالک مختلف مىروند، مسائل را با هم طرح بکنند، مسائل مسلمین را طرح بکنند. و معالاسف با اینکه اسلام این اجتماعات را به رایگان تحت اختیار قرار داده، شما ملاحظه کنید اگر امیر حجاز بخواهد یک پانصد نفر آدم در حجاز در غیر مورد حج دعوت کند، چقدر خرج دارد، چقدر تشریفات دارد، چقدر زحمت دارد تا پانصد نفر جمع بشوند آنجا، خداى تبارک و تعالى بدون اینکه براى اشخاص مثل دولتها زحمت زیادى داشته باشد، مردم را خودشان را وادار کرده که مجتمع بشوند آن هم چندین میلیون جمعیت، میلیون جمعیت مجتمع بشوند، به رایگان این را تحت اختیار ما قرار داده و ما هم بدون استفاده از دست مىدهیم. این براى این است که از آن طرف تبلیغات بسیار دامنهدار خارجىها وداخلىهاى وابسته به خارجىها دامن زده به اینکه دیانت کارى به سیاست ندارد، آنها را براى خودشان، سیاست را وا دارید به امپراطور، و دیانت هم مال پاپ و افرا دپاپ. در اینجا هم سیاست را وا دارید براى محمدرضا پهلوى ،شما پهلوى، شما هم بروید مسأله بگوئید و هر کارى هم آنها مىکنند کارى نداشته باشید، قداست خودتان را حفظ کنید. این یک مساله است که با کمال توطئه و شیطنت در همین چند روز در یک محلى طرح شد که نمىخواهم اسمش راببرم،اینها گرفتارى است که ما داشتیم و من امیدوارم که در این نهضت، یکى از آثار بزرگ این نهضت این تحولى است که حاصل شده است براى همهتان، براى خانمها، براى برادرها، براى خواهرها حاصل شده است و آن احساس وظیفه است که ما همه وظیفه داریم در مملکتمان، وظیفه آموزش داریم، آموزش چیزهائى که به دردشان مىخورد در دین و در دنیا. اسلام یک چیزى نیست که براى یک طرف قضیه فکر کرده باشد، اسلام همه اطراف قضایا را در آن حکم دارد، تمام قضایاى مربوط به دنیا، مربوط به سیاست، مربوط به اجتماع ، مربوط به اقتصاد، تمام قضایاى مربوط به آن طرف قضیه که اهل دنیا از آن بىاطلاعند. ادیان توحیدى آمدهاند براى اینکه هر دو طرف قضیه را نگاه بکنند و طرح بدهند، نسبت به هر دو طرف قضیه آنها حکم دارند، طرح دارند، اینطور نیست که یا این طرف را و از آن طرف غافل باشند، یا آن طرف را و از این طرف غافل باشند، نه، آن طرف هم نظر دارند، این طرف هم نظر دارند و خصوصا اسلام که از همه ادیان بیشتر در این معنا پافشارى دارد، که همه احکامش یک احکام مخلوط به سیاست است، دست به گردن از احکام