صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٨
ندارد، همه ملت گفتند دیکتاتوریم شما چه حقى دارید بگوئید نه، اگر فرض کنند چون غرب دیکتاتورى نیست، و هست آن، خودشان بدتر از اینها هستند، لکن ملت ما اسلام را مىخواهند و در اسلام اصلا دیکتاتورى در کار نیست، هیچ ابدا، هیچ وقت نبوده و هیچ وقت نیست، هیچ وقت نخواهد بود. و ما باید کوشش کنیم به اینکه انشاء الله یک مجلسى، یک مجلس صحیحى واز این حرف هاهم هیچ نترسیم، شما هر چه بهترش را درست کنید، آنها بیشترش مىخواهند.
این را م
ن یک دفعه، دو دفعه هم گفتهام، مرحوم آقا میرزا محمد فیض رحمه الله تعالى ا زعلماء اینجا بود، آنوقتى چیز کرده بودند که باید طلبهها امتحان بدهند و نمىدانید چه فضاحتى سر ما در آوردند. توى مدرسه
چگگ./ فیضیه هم داشتم من مىرفتم خدمت ایشان، ایشان فرمودند، اینها مىخواهند تشخیص بدهند خوب و بد را، چه اشکال دارد، من به ایشان عرض کردم اینها از خوبهایش مىترسند. اینها مىخواهند تشخیص بدهد، خوبها را مىخواهند از بین ببرند، بله اگر مىخواستند بدها را از بین ببرند مورد تصدیق ما بود، اما اینها مىخواهند خوبها را از بین ببرند، از خوب مىترسند اینها. رضاخان از مدرس مىترسید، از آن کسى که با خودش موافق بود که چه ترسى داشت. خارجى از امثال مدرس مىترسند نه اینکه از فلان آدمى که با راى آنها موافق است یا فرقى به حالش نمىکند این دستگاه باشد چیزش درست باشد بساطش، آن دستگاه هم باشد، آن تابع آن دستگاه است، تابع این است که اتومبیلش خوب باشد، این اتومبیل را عمر سعد به او بدهد یا امام حسین (ع)، هیچ فرقى به حالش نمىکند براى اینکه اتومبیل میزان است، آن که زندگى برایش میزان است، مکتب توى کارش نیست، زندگى توى کارش است، این زندگى را اگر رضاخان بدهد اهلا و سهلا و اگر هم شما بدهید اهلا و سهلا، فرقى به حالش نمىکند، براى اینکه اتومبیلش که فرق نمىکند شما بدهید یا او.
مساله این است آنهائى که مکتب دارند، آنهائى که گرایش دارند به اسلام، انشاء الله شما پیدا کنید، از حالا شروع کنید. این دفعه دیگر مصیبتتان زیادتر است براى اینکه یک مجلس خبرگانى بود که یک مدت کوتاهى بود، یک مجلسى است که مدت بلندى است و استفاده توى آن است، باید خیلى دقت بکنید، خیلى زحمت بکشید، کاندیدتان را تعیین کنید و ارائه بدهید به مردم، این کاندید ماست، این است که براى اسلام کار مىکند، ترویج کنید از آن، اسلام، شمشیر دستتان باشد، شمشیر هم هست دستتان، با این شمشیر کارها را انجام بدهید. این شمشیر برنده اسلام، یک شمشیرى که خائنها را از بین مىبرد و خادمها را در امان نگه مىدارد، مردم را حالى کنید که ما کاندیدهامان عبارت از این ششصد نفر مثلاً یا پانصد نفر هر چقدرى که هست کاندیدهامان عبارت از اینها هستند، البته از ملاها و علما. از این نترسید که آخوندیش کردند، اسلام آخوندیش کرده به ما چه ربط دارد و عرض مىکنم آخوند و آخوند مسلک یعنى اسلامى و اسلامى مسلک، همه باید اینطور باشند و آنوقت راحت شما دیگر بروید، شما اگر خودتان نرسیدید، در مجلس هم مىآئید انشاء الله، راحت بروید، استراحت کنید و خود ملت کارش را انجام مىدهد.
والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته