صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٧
انقلاب چیز کردند که باید مثلاً چه باشد، اینها خیال مىکنند که حالا که اینطور شد پس دیگر دنیا به هم مىخورد، اینها مىریزند به جان مردم، این فقها مىریزند هرکارى دلشان بخواهد بکنند و بعدها هم چه خواهد شد و ما هم به شکست خواهیم رسید.
ملت اسلام را مىخواهد و در اسلام دیکتاتورى نیست
این مملکتى است اسلامى، یک مملکتى که مردم بیل و کلنگ - چیز - را که مرحوم آقاى طالقانى را دفن کردند مىبوسند. ما بااین مردم مىخواهیم، براى این مردم مىخواهیم قانون بنویسیم، براى این مردم مىخواهیم چه بکنیم، اینها هستند که به اینها راى مىدهند، اگر ما فشار آوردیم به اینکه آقا راى بدهید، حتما به این مساله راى بدهید، البته، هم به ما اشکال است، هم به آنها، اما اگر به دست مردم دادیم و گفتیم آقا این مساله است شما قبولش دارید یا نه، ممکن است همین یک چیز را به اراء عموم بگذارید که آیا شما قبول دارید که عالم مثلاً درجه اول اسلام این کارها را مثلاً نظارت در آن بکند. ببینند سى و پنج میلیون (الا آنهائى که همه دستهایشان را توى هم دادهاند، و یک میلیون نتوانستهاند درست کنند) ببینند اینجا هم همین طور است و مساله این است که مىخواهیم ما به زور تحمیل بکنیم. اگر مساله این است، پس شمائى که خلاف این را مىگوئید دیکتاتور هستید و مىخواهید به ما تحمیل بکنید. دیکتاتورى این است که برخلاف مسیر ملت، برخلاف راى ملت یک چیز را به زور گردن ملت بگذارند. شما مىخواهید که این مطلب را به زور گردن ملت بگذارید که نه، شما این مثلاً راجع به ولایت فقیه را کنار بگذارید، ما قطع نظر از این مىکنیم که دولت ما دولت اسلامى است، خداست، خدا این کار را کرده، ما آمدیم چندین درجه پائین. و ما مطابق میل آقایان رفتار کردیم، زیادتر، براى اینکه ما یک دفعه یک مجلسى درست کردیم با آراء مردم که، بیایند بگویند آرا کجایش زور بوده است؟ کجا فشار آوردهاند؟ یک نظامى را گذاشتهاند آنجا که تو باید این طورى راى بدهى؟ یا یک صندوقى را بردند و خلافش کردهاند؟ بیایند بگویند هر جا هست باطلش مىکنیم. اینکه یک دفعه آراء عمومى به این هم اکتفا نشده ثانیا آقایان با اینکه منتخب خود مردم هستند این را گفتند مورد تصدیق ماست، ثانیا به آراء همه مردم کجایش اشکال دارد که آقایان اینقدر سوز و گداز مىکنند، جز این است که همان رگ خلاف اسلامى است که اینها را وادار مىکند به اینها، گاهى ملتفت نیستند به آن، گاهى ملتفت هستند. مساله این طورى است و حالا باید آن چیزى راکه اینجا عرض کنم و براى هم آقایانى که در حزب جمهورى اسلامى هستند و آقایانى که در اینجا هستند و آن این است که ما حالا باید تهیه قضیه مجلس شورا ببینیم، مهم این است که اگر چنانچه مجلس شوراى مورد خواست اسلام تحقق پیدا کرد، ما هم مى رویم سراغ کارمان، آنها هم مشغول کارشان مىشوند، کارشان را انجام مىدهند، دیگر ما نمىتوانیم هى تا آخر در زحمت باشیم. خود آنها، ملت خودش دارد کارش رانجام مىدهد و وقتى که یک ملتى خودش کار خودش را انجام مىدهد، دیگر هر که مىخواهد هر صدائى بکند، هر داد و فریادى بکند، ملت خودش مىخواهد. من یک وقت گفتم اگر ملت خواست بگوید نه، ما دیکتاتوریم، اشکال