صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٤
خودش را معرفى کردو کاش هم که آمده بود، نیامد، من خیال داشتم که بیاید، همین جا نگهش دارم یک ماهى یا بیشتر.
اینها خوفشان از اسلام است و از آن نظامى که آقایان بنا دارند، انشاء الله موفق خواهند شد، یک نظام اسلامى مىخواهند درست بکنند که این چپاولها نباشد، این غارتگرىها نباشد، این غربزدگىها نباشد و این انحرافات نباشد.
چون آخوند خدمتگزار اسلام است مردم از آنها حمایت مىکنند
و همه ناراحتىها این است آخوند چطور است. به آخوندش خیلى کار ندارند، اگر آخوند هم مثل خود آنها بود، هیچ کارى به او نداشتند، لکن از آخوند مىفهمند که این دارد اسلام را پیاده مىکند، از این جهت مىگویند چرا در مجلس خبرگان همه آخوندند، خوب براى اینکه یک مملکت اسلامى است، مردم ببینند احکام اسلام دارد اجرا مىشود هر آخوندى که در آنجا نیست، آخوندهاى منتخبى هستند که مردم انتخابشان کردند و آوردند آنجا براى اینکه جمهورى اسلامى را مىخواهند درست بکنند، بلى اگر مىخواستند یک جمهورى غربى درست بکنند، آنوقت یک افراد دیگرى باید باشند، آنوقت یک آخوند هم اصلش نباید باشد، آخوند را باید کنار گذاشت. اما ما که مىخواهیم جمهورى اسلامى و قانون براى جمهورى اسلامى درست کنیم برویم از اروپا افراد پیدا بکنیم، برویم از آنهائى که طرفدار اروپا و طرفدار غرب هستند، طرفدار کمونیستها هستند از آنها یک افرادى پیدا بکنیم، آقایان بروند آنها را پیدا بکنند که ناراحت نشوند این آقایان، خوب آقایان هم اگر پیدا مىکردند و معرفى مىکردند و ملت مىفهمید که این برخلاف مسیر اسلام است،از آقایان هم انصراف پیدا مىکردند، آقایان عقد اخوتى مردم نیستند. مردم به عنوان اینکه اینها اسلامى هستند و معرف اسلام هستند، همه ما این طورى هستیم، به عنوانى که ما یک آدمى هستیم خدمتگزار به اسلام، مردم ما را مىپذیرند والا چشم و ابروى سیاهى که ما نداریم که مردم براى خاطر او ما را بپذیرند. اینها مىدانند که ماها خدمتگزار هستیم به آنها و خدمتگزارها را مردم علاقه دارند
این آقایانى که براى آقاى طالقانى اینقدر اظهار چیز کردند، این واقعا براى این است که آن آقا نوشته است که چون دموکراسى بود از این جهت اینقدر مردم احترام گذاشتند، آن چیزها را که مردم مىبوسیدند که با آنها قبرش را کنده بودند، آن براى این بود که ایشان یک مردى بود دموکرات بود، اینجورى بود؟! یا نه، این یک روحانى بود و مردم روحانى را مظهر نبوت مىدانند و مظهر امامت مىدانند و باید ببینیم مردم چه مىگویند ما یک وقت این است که مىرویم توى اتاق نشینیم و هر چه دلمان مىخواهد مىنویسیم، این براى خاطر این بود، این براى خاطر آن بود. یک وقت مىخواهیم ببینیم که این مردم که انقلاب کردند و همچو اظهار مصیبت کردند چه چیزمى گفتند، جز این بود که مىگفتند، اى سید ما، سرور ما، جاى تو خالى، اى نایب پیغمبر ما جاى تو خالى است. آنها به عنوان نایب پیغمبر مىشناختند ایشان را، از این جهت آن کلنگ را مىبوسیدند، مثل آن است که ضریح