صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٧
شاید شکنجه شده است، یک ملتى که ببیند یک کسى با دشمن او، با کسى که تمام حیثیت ملى و دینى او را از بین برده است اینطور مخالفت مىکند، این ملت از او قدردانى مىکند یعنى این قدردانى از خدمتگزار خودش است. طالقانى خدمتگزار ملت بود و ملت از خدمتگزار خودش قدردانى مىکند لکن این تمام انگیزه نبود، این مقاومت در بعضى از اشخاص دیگر هم بود و هست لکن براى آنها مردم متاثر و متاسف، اما این انفجار حاصل نشد. مقاومت و مخالفت با دستگاه جبار را ضم به این بکنید که این روحانى است و این کار را مىکند. یک روحانى، یک شخصى که به واسطه روحانیتش در بین مردم محبوبیت دارد، وقتى خدمتگزارى او را هم که مشاهده کنند این انفجار حاصل مىشود. شما آنوقت که ایشان را دفن مىکردند، در تلویزیون دیدید، شعارهاى مردم را مىشنیدید، شعار چه بود؟ انگیزه مردم از شعارشان پیدا مىشود. توى اتاقهاى در بسته نویسندهها ننشینند براى خودشان وجه درست کنند، انگیزه درست کنند.
انگیزههاى علمى و توهمى غیر از انگیزههاى واقعى محسوس است. چه مىگفتند مردم؟ چه شعار مىدادند؟ اى نایب پیغمبر ما جاى تو خالى. این نفس مردم بود، به عنوان نایب پیغمبر این را مىشناختند لکن نایب پیغمبر، هم در جهات معنوى و هم در مقاومت، در مخالفت با دستگاه ظلم. نیابت، هم در مقابله با ظلم، مخالفت با جباران، مقاومت در مقابل ستمکاران و هم در روحیات، معنویات، اما انگیزه، اى نایب پیغمبر ما بود. شما دیدید که آن بیل و کلنگى که قبر ایشان را کنده بودند و با او خاک را بیرون آورده بودند و مردم با آن بیل و کلنگ چه مىکردند، عشق بازى مىکردند، مىبوسیدند، حمله مىکردند، بعضى به بعض و این بیل و کلنگ را مىبوسیدند، چرا مىبوسیدند؟ بیل و کلنگ که بوسیدنى نیست، براى اینکه آقاى طالقانى یک مرد دموکراتى بود بیل و کلنگش را مىبوسیدند؟! به همان انگیزهاى که ضریح ائمه اطهار و بزرگان ما را مىبوسند همان انگیزه مردم را وادار کرد که بیل و کلنگش را ببوسند، براى روشنفکریش نبود، براى این بود که این را نایب پیغمبر خودشان مىدانستند. این حضرت معصومه را دختر امام خودشان مىدانند که آستانش را مىبوسند، آستانه هم یک خرده طلاست، یک خرده آهن است، این آهن و طلا را چرا مىبوسند؟ خیلى آهن و طلا توى دنیا هست، خوب لیره هم دستشان مىآید، هیچ وقت مىبوسند؟ این انگیزه علاقه مردم به مبادى است. چرا حجرالاسود را مىبوسید و لمس مىکنید و به او تبرک مىجوئید؟ چرا دور یک خانه سنگى و گلى میلیونها مردم هر سال مىروند و طواف مىکنند؟ چرا؟ انگیزه، انگیزه الهى است. هر چه مربوط به دستگاه خدا باشد احترام دارد. شما این پوستى که با او جلد کلام الله را درست کردهاند مىبوسید و به چشم مىگذارید، خوب پوست است، چرا؟ براى اینکه در جوف این کلام خداست. همه چیز براى خداست. ما احترام هم به هرکس بگذاریم براى خدا باید باشد. ملت ما این بیل و کلنگى را که چند روز پیش از این مىبوسیدند، به انگیزه این بود که نایب پیغمبر ماست، خودشان هم فریاد مىزدند که اى نایب پیغمبر ما جاى تو خالى چرا این قدرت را مىخواهید از دست بدهید؟ چرا اینقدر کم سلیقه و بد سلیقه هستید؟ چرا این جوانهایى که مىخواهند یک خدمتى به مملکتشان و خودشان بکنند از