صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٣
همه خانمهاى محترم، مکلفیم که مردم را دعوت کنیم به راه مستقیم، به همان صراط الله، راه الله که راه مستقیم است و از انحرافها جلوگیرى کنیم. نه منحرف به آن طرف باشیم که دیکتاتورى به تمام معنا است و نه منحرف به غرب باشیم که ظلم و ستم و به اسم حقوق بشر، بردن همه حقوق بشر است. مکتبهائى که در دنیا هست غیر از مکتبهاى توحیدى، اینها مکتبهائى هستند انحرافى که آن اشخاصى که این مکتبها را درست کردهاند، آنها براى یک مقصدى و توطئهاى درست کردهاند، براى به دام انداختن جوانهاى غافل. آنهائى که دعوى مىکردند به این که ما براى ملت هستیم، خدمتگزار ملتها هستیم، برادریم با مردم، با لفظ برادرى و قارداشى از هم تعبیر مىکردند، شاید بعضى از شما یادتان باشد یا هیچ کدامتان که وقتى که سران کشورها بناشد بیایند به ایران و آنجا یک اجتماعى داشته باشند، وقتى که چرچیل آمد، آنطور که آنوقت معروف شد و نقل کردهاند، آمد به فرودگاه و با یک تاکسى رفت به محل خودش، وقتى که رئیس جمهور آمریکا آمد آن هم با یک ترتیب لکن وقتى استالین آمد طیارهاى که او را حمل مىکرد، گاو هم همراهش آوردند که مبادا یک شیرى از این طرفها ناسالم باشد. با یک تشریفات زیاد، در عین حال که او آنطور با سلطنت و فوق سلطنت زندگى مىکرد و از قرارى که به ما گفتهاند کالسکه طلا هم داشته است و من اطلاع ندارم لکن آنهایى که مشاهد من بود، سربازهاى آمریکا که اینجا بودند و سربازهاى انگلستان که اینجا بودند، براىشان خیلى چیزها از آنجا مىآوردند حتى آنطور که در ذهن من است لیموى ساییده شده، پودرش را مىآوردند، لباس براىشان مىآوردند ولى آنکه من خودم مشاهدش بودم، بین اینجا و مشهد ما سوار - چیز بودیم - اتومبیل بودیم مىرفتیم - اتوبوس بودیم این سربازهاى روسى که به آنان اینطور فهمانده بودند که ما برادریم با آنها، فرقى ما بین ما و شما نیست، اینها براى یک سیگار گدایى مىکردند، از این مردم، مسافرین.
بازى مىدهند جوانهاى ما را، هر دو دسته بازى مىدهند، هم غرب ما را بازى مىدهد، ملعبه کردند ما را، هم غرب ما را ملعبه کرده هم شرق ما را ملعبه کرده است و تا این گول خوردنها هست، تا این غربزدگى و شرق زدگى در ملت ما هست، هیچ امیدى به اصلاح نیست. ما باید اول تمام همتمان را صرف کنیم که خودمان را از این وابستگى فکرى بیرون بیاوریم. ما فکرهاىمان وابسته است، ما فرهنگمان وابسته است. ما باید سعى کنیم از این فرهنگ وابسته خارج بکنیم خودمان را، چه فرهنگ آن طرف که همهاش فساد و چه فرهنگ این طرف که همه فساد است یعنى همهاش براى به دام انداختن ماهاست، به دام انداختن بشر است.
رفتار حاکمان صدر اسلام رسواگر مدعیان خلق و حقوق بشر
ما تا این راه مستقیمى که راه انسانیت است، راه اسلام است و از حکومتهایش ما فرق را مىفهمیم، آنوقتى که اسلام به دست ماها نیفتاده بود که مثل یک پوستین این طرف، آن طرف باشد آن وقتى که اسلام صریح بود، زمان خود پیغمبر (ص) و زمان على ابن ابیطالب (سلام الله علیه) شما وقتى