صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٩
استقرار ندارد، قتلى که در آنجا واقع شده، آنقدر کشتارى که در آنجا واقع شده است قابل احصاء نیست. انقلابى که در ایران واقع شده است اکثر مردم نمىدانند چه شده است، نمىدانند مقابله کى با کى بوده است، اطلاع ندارند که این انقلاب بىنظیر است. یک جمعیت سى و چند میلیونى دست خالى بدون ابزار جنگ و بدون اینکه نظامیگرى داشته باشند، اینها براى خاطر توجهشان به اسلام، توجهشان به دیانت، آنها حرکت کردند و نهضت کردند و چه کردند.
تمام قدرتهائى که، تقریبا تمام قدرتهاى بزرگ و کوچک همه مخالف بودند، شوروى مخالف بود، انگلستان مخالف بود، در راس آنها آمریکا مخالف بود، دول غربى همه مخالف بودند، بعضى اظهار موافقت مىکردند، آنها براى اینکه کمکم دیده بودند که دارد جلو مىرود، و الا مخالف ایران بودند. ملت ایران بود با همه رژیمها، مقابله ایران بود با تمام قدرتها.
یک همچو انقلابى که همه قدرتهائى که چشم طمعشان به این مملکت دوختند، دستشان از منافع زیادى که از این مملکت مىبردند بریده شده است، بازار از دستشان گرفته شده است، نفت از دستشان گرفته شده است، گاز از دستشان گرفته شده است، منابع زیرزمینى و روزمینى ازشان گرفته شده است و اینها الان همه در مقابل اینها ایستادند و همه توطئه مىکنند. شما در یک همچو انقلابى توقع دارید که به مجرد اینکه این انقلاب واقع شد، مثل اینکه نخستوزیرى را تغییر دادند یا رئیس جمهورى را تغییر دادند. اینها، باید همه این امور درست باشد. یک نخست وزیرى تغییر کرده؟ اما توجه نمىکنید که قضیه این حرفها نبوده است، قضیه مقابله یک عده بىسلاح با تمام قدرتهائى که در عالم روابط داشتند با اینجا، چشم داشتند به اینجا، همین دول عربى که مىگوئید، همینها مخالف بودند، عراق مخالف بود، کویت مخالف بود - عرض مىکنم که - یمن بود، مصر بود، چه، چه... و آمریکا و انگلیس و همهشان، فرانسه بود، همه مخالف بودند، آنوقت یک انقلاب و همه اینها را عقب زده با اینکه اکثر اینها یا بیشتر از اینها و با بسیارى از اینها منافع داشتند اینجا و حالا چشمشان را هم باز نمىتوانند بپوشند از منافعشان. آمریکا نمىتواند چشم از منافعش بپوشد، انگلستان هم نمىتواند، سایرین هم نمىتوانند، آنوقت شما مىفرمائید که هیچ قضیهاى تا حالا تحقق پیدا نکرده است و هیچ چیز درست نشده است، عوض نشده است، در صورتى که این چیزهائى که شمردید، بسیاریش درست شده منتها عرضه نشده است. شاید من هم خیال مىکردم گاهى که خوب، چه مىکردند، گاهى وقتى عرضه مىکنند مىبینید که یک دولت هشت ماهه با این ترتیب، با اینکه وضع آشفته است از همه جهت، یعنى بعد از اینکه ملت ما پیروزى را تحصیل کرد، پشت دیوارى که شکست، یک خرابهاى هم گذاشته بودند اسمش ایران بود. سى و پنج میلیون جمعیت که همه در حبس بودند، شما، براى حتى این خانمها همچو ساده نبود که یک وقت اینجا جمع بشوید، براى ما امکان نداشت. اگر براى همچو حرفهائى راجع به اجتماع خودمان، راجع به سیاست، راجع به اجتماع، راجع به مملکت مىخواستید بگوئید، امکان نداشت برایتان که بیائید اینجا بنشینید و آسوده و راحت مقاله خودتان را بخوانید و مقصد خودتان را طرح بکنید. شما اینها را کم نگیرید، کم حساب نکنید. شما نمىدانید که الان در چه حالى