صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٠
دانشسرائى و محصلین و اینها خواهش مىکنم یک قدرى توجه داشته باشند به اینکه آلت دست، یک وقت واقع نشوند که با یک طورى که خود ماها هم، خود شماها هم نمىتوانید مطلع بشوید که چه است، همچو مطلب را درست مىکنند که حتى اعتقاد کنند که نه الان باید اعتصاب کرد، الان باید ریخت در خیابان، اگر نریزیم در خیابان، چه خواهد شد. شما بدانید که هر چه آرامتر باشد مملکت، بهتر مىشود اصلاحش کرد، در یک محیطى که توى خیابان بریزند به جان هم نمىشود اقتصادش را درست کرد، نمىشود دانشگاهش را درست کرد، وقتى محیط آرام باشد، توجه بکنید که باید آرام بشود، محصلین سر کلاس بروند، مشغول کارشان بشوند، معلمین مشغول کارشان بشوند، اساتید مشغول کارشان بشوند، زارع مشغول کارش بشود، کارگر مشغول کارش بشود، آرامش در یک مملکتى پیدا بشود، آنوقت کسانى که مىخواهند خدمت بکنند، این را مىتوانند خدمت بکنند، اما اگر آرامش نباشد، مثلاً فرض کنید که کردستان این اشخاص فاسد ریختند و به همش زدند، خوب، کردستان نمىشود با اینکه به هم خورده است آسفالت بشود، یک جائى که جنگ با هم مىکنند، آسفالت معنا ندارد یا مریضخانه درست بشود این باید آرامش پیدا بشود، تا بتوانند آنهائى که مىروند براى اصلاح، اصلاح بکنند. مثلاً آقایان که در جهاد سازندگى رفتند و خداوند همهشان را حفظ کند یک همچو کار بزرگى را مشغول شده اند و یک همچو فداکارى مىکنند جوانها، مىروند در جهاد سازندگى، کار بسیار با ارزش است، لکن اگر یک وقتى فرض کنید در آنجا هم آمدند یک شلوغکارى کردند، یک کارى کردند، یک کار انجام بشود، خوب، محیط وقتى به هم خورده بشود، آنها هم نمىتوانند کارشان را انجام بدهند. ما به همه ملت باید عرض بکنیم که ملت باید بداند که الان مملکت مال خودش است، یک مملکتى که مال خودش است باید آرامش را خودش حفظ بکند تا آنهائى که مشغولند کار را انجام بدهند، بتوانند مجال پیدا کنند که انجام بدهند. اگر این آرامش محل درست نشود کارها درست نمىشود. به هم ریختن مثلاً فرض کنید که دانشگاهها، ریختن در خیابانها، نرفتن سر کلاسها کار را درست نمىکند، کار وقتى درست مىشود که اینها مطالبى که دارند، بگویند، به آرامش بگویند تا رسیدگى بشود به آن مطالب و انشاء الله به آرامش عمل بشود به آن. شما خیال نکنید که دولت یک دولتى است که مىخواهد کارشکنى بکند، خودش خواهد خیانت بکند، این حرفها نیست در کار، خوب این اشخاص معلوم است اشخاصىاند که مىخواهند کار انجام بدهند، البته کار، کار بزرگى است و به این زودى نمىتوانند انجام بدهند، کار کارى است که یک قشر نمىتواند انجام بدهد. اگر همه ملت با هم دست به دست هم ندهند و کمک نکنند به هم، نمىشود انجام داد، باید کمک کرد، کشاورزها کمکشان به این است که کشاورزیشان را زیاد بکنند، ما اگر کشاورزیمان طورى نشود که خودمان براى خودمان نتوانیم وسیله معاش را تهیه کنیم و دستمان پیش امریکا باشد که نان ما را بده خوب، این پیوستگى است به آنها و آنها هر روز جلویش گرفتن، ما ناچاریم که تحمیل هر چه بکنند، قبول کنیم از آنها تا اینکه نان به ما بدهند، در صورتى که آنها به ما خیانت خواهند کرد، باید فداکارى بکنیم که در معاشمان احتیاج به کسى نداشته باشیم و به قدرت این کشاورزهاست. الان وقت این است که فعالیت