صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٤
مىرسد آقاى کارتر خوف این معنا را دارد، وحشت زده شده الان که اگر چنانچه محاکمه بشود محمدرضا و ما او را محاکمه بکنیم، علاوه بر جرائم خودش که ثابت خواهد شد، جرائم دیگران که روساى جمهور وقت بودهاند و خصوصاً آقاى کارتر که در اخیر رئیس جمهور بوده، جرائم آنها هم ثابت خواهد شد و همانطورى که ما تقاضاى محاکمه محمدرضا را کردهایم و مىکنیم و محاکمه انشاءالله خواهیم کرد، آنوقت تقاضاى محاکمه روساى جمهور را هم خواهیم کرد. آنهائى که در این جرائم شریک بودهاند، هر مقامى که مىخواهد باشد، کارتر باشد یا نیکسون باشد یا جانسون باشد و یا هر که باشد، ما تقاضاى این را کنیم که آنها را محاکمه کنند و خوفى که الان کارتر دارد این است، او خوف این را دارد که جرائمش ثابت بشود و ما تعقیب کنیم او را براى جرائم و شانس او در ریاست جمهورى که طمعش را دارد، از بین برود. از این جهت به دست و پا افتاده است، به وسائل مختلف الان او دست و پا کند. شاید روزى نباشد که یکى، دو تا، سه تا از وزارت خارجه ما براى ما اوراقى مىآید که از خارج آمده است، از ممالک مختلف که آنها تشبث کردهاند و آنها سفارش اینکه این گروگانها را رها کنید و یک قدرى مثلاً چه بکنید و این مسائل. بنابراین انگیزهاى که آقاى کارتر دارند، ما شاید شک نداشته باشیم که این انگیزه، انگیزه انسان دوستى نیست، این انگیزه، انگیزه این است که خوف دارد، او الان وحشتزده شده است و حق هم دارد که وحشتزده بشود براى اینکه آدمى که خائن هست، خائف است، مىترسد و ایشان خیال کرده بود که با یک مانورهائى که پیش بیاورد مىتواند در امریکا براى خودش یک مقامى تحصیل کند و تمام نظرش هم به این است که در دوره آتیه هم رئیس جمهور بشود، تمام نظر او این است. اصل این ابرقدرتها، ما آنطورى که تجربه بر ایمان ثابت شده است، این قدرتهاى بزرگ، چه ابرقدرتها، چه قدرتهاى مادون آنها، اینها اصلش به اینکه به بشر نظر داشته باشند حتى به بشر مملکت خودشان، اینها سودجو هستند، خودشان را مىبینند، غیر خودشان چیزى را نمىبینند و براى خودشان فعالیت مىکنند، حالا یک عدهاى هم از مملکت خودشان به باد فنا برود، از ممالک دیگر به باد فنا برود، اینها شانس پیدا بکنند در ریاست جمهور چند سال، دیگر عالم هر چه مىخواهد بشود، شده است. از این جهت من احتمال این را مىدهم. من یک قصهاى دارم در پاریس، یکى از مقامات بالا آمده بودند پیش من، آنجا صحبت از اینکه یک وقت در چین که شلوغى واقع شده بوده است، چه شده بوده است که، حالا تفصیل را خوب یادم نیست و خوف این را داشتند که سفارتشان را که در چین هست آنجا چه بکنند، آن شخص گفته بود، براى من ترجمه کرده بودند، اینطور ترجمه کردند که مىگوید که ما افرادى که از خودمان در آنجا بود، برایمان خیلى مطرح نیست، مبلها مهم است، آنکه براى ما مهم است، آن مبلها قیمتى بودند و ما خوف این را داشتیم که آن مبلها از بین برود اما افراد بروند، بروند. اینطورى است مساله، آنهائى که تربیت انسانى ندارند، آنهائى که مهذب