صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٠
هستید، پنج سال پیش از این در چه حالى بودید. شما نمىدانید که مملکت ما سى و پنج میلیون حبسى، از حبس بیرون رفته. اگر صد نفر حبسى را، در حبس را باز کنند، یکدفعه بگوئید بیائید بیرون، خراب مىکنند، براى اینکه دیگر یک آشفتگى این است که خرابکارى مىکنند.
سى و پنج میلیون جمعیت که در همه جایش سازمان امنیت و سایر قواى انتظامى و دولتى در همه جا مردم را به سیخ کشیده بود، یا حبس، یا نفس نکشیدن، یک روزنامه نداشت که یک کلمه بتواند بنویسد، اگر بخواهد بنویسد یک کلمه، در رادیو تلویزیون امکان نداشت که جز مدح آریامهر چیز دیگرى بگویند. تمام رسانهها، رسانه بود که براى آنها داشتند فریاد مىزدند و تبلیغات مىکردند. امکان نداشت که یک نفر بتواند یک اجتماعى داشته باشد، یک راهپمائى امکان نداشت. در تمام آن مدت امکان نداشت براى کسى که یک پانصد نفر جمع کند و راه بروند، بر فرضى که بخواهند یک مطلب صحیحى هم بگویند، برسد آنجائى که در مقابل دولت بخواهند یک مطلبى را بگویند، هیچ امکان نداشت برایشان. این مطلب را شما هم کم حساب مىکنید که در پنج سال پیش از این نفسها همه قطع شده بود، قدمها و قلمها همه شکسته شده بود، مطبوعات همه در اختناق بودند، مردم همه در گرفتارى بودند، جوانها در حبس بودند، مردم، سیاسیون نفسشان قطع شده بود، روحانیون امکان نداشت برایشان یک مطلبى را در منابر بگویند، امکان نداشت برایشان یک مساله مربوط به جامعه را بگویند. الان همه این مسائل یکدفعه حل شد، یکدفعه همه سر بلند کردند و دیدند و دیدند که بیرون حبسند و آزاد، آزادى بعد از اختناق و حبس پنجاه ساله، امکان ندارد که دنبالش آن تقاضاهاى سى و پنج میلیونى نباشد، همه تقاضاها هم این است که شما نمىکنید، هى به من مىگویند. خوب - من - مگر من همه کارهام، من یک طلبه هستم، هستم اینجا منتها من نصیحت مىکنم، اینها هم که ملاحظه مىکنید از دولت و از قواى مردمى که اطراف هستند، همه مشغولند. شما نمىدانید که چقدر خانه درست شده است در این دهات و در این اطراف، چقدر اسفالت کردند، خود مردم یا دولت چند مدرسه درست کردند. همه اینها درست شده است.
همه باید براى هم کار بکنند
اما یک مملکتى اینطور دست شما داده است، درست شدنش، سى و پنج، پنجاه سال خراب کردند، اگر در این دو هزار و پانصد سال، پنجاه سال، تیشه برداشتند و بیل و کلنگ برداشتند و خراب کردند، مملکتى که پنجاه سال خراب شده است نمىشود هشت ماه، شما هر چه دلتان بخواهد توى سینى بگذارند جلویتان و تعارفتان بکنند، خودتان باید خدمت بکنید، شما خودتان را کنار نگذارید و بگوئید نکردند. بگوئید نکردیم. ما باید بگوئیم چه کردیم. مگر این مملکت مال وزیر است، مگر مملکت مال امیر است، مگر مملکت مال روحانى است، مملکت مال همه است، همه باید بگوئیم چه کردیم، ننشینید هى بگوئید چه کردند، آنها هم مثل شما مىمانند مثل سابق نیست که یک هیأت حاکمهاى باشد که همه چیز باید دست او باشد و شما هم قدرت نداشته باشید که کارى بکنید و هیچ حرفى نزنید همه