صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٣
اشخاصى هستند که ضعیفند و همه هم از رژیم سابق به ارث برده شده. همه اینها که مىبینید که مثلا خانه ندارند، زندگىشان درست نیست، اسفالت ندارند، اینها که در انقلاب اینجور نشده، این در رژیم سابق اینها شده. در رژیم سابق جرات نمىکردند، آب نداریم، به حبس مىبردندشان اگر مىگفتید اسفالت نداریم، کتکشان مىزدند. حالا دیگر نه کتک است، نه حبس و نه زجر، هیچ این حرفها نیست در کار وقتى نیست همه صداشان در مىآید، تمام مستضعفین صداشان در مىآید که نه آب داریم و نه برق داریم. خوب از شما مىپرسم خوب شمائى که نه آب دارید نه برق، تازه این کار شده؟ مىگویند نه، ما از سى سال چهل سال اینجور بوده. خوب از اول اینجور بوده، اینها هم که دارند مىسازند. اگر بگویند هیچ کارى کردند، نخیر! خیلى کار کردند. اینقدرها لولهکشى کردند آب بردند و آب رساندند، اینقدر جادهها را ساختند، در هر جا که بروید این مسائل هست، خانهها زیاد ساخته شده، اما براى چند میلیون جمعیت به این زودى درست نمىشود آنها هم قبول دارند، البته خیلى از چیزها مانده است، اما نه این است که کارى نکردند، تا حالا هیچ کارى نشده، انقلاب شده مثل اول. اگر انقلاب نشده بود و مثل اول بود که شما اینجا ننشسته بودید، اگر شما اینجا آمده بودید، وقتى بیرون مىرفتید جایتان حبس بود. انقلاب شده مثل اول یعنى چه؟ اینها تضعیف مىکنند روحیه شما را. شما قوى باشید، قدرتمند باشید، با همان قدرتى که همچو سد بزرگى را شکستید، جلو بروید، درست مىشود مملکتتان، نترسید از این حرفها یک دستهاى ماندند از این دستههائى که مثل دزدها، دزدها هم هستند که سر گردنه مىروند دزدى مىکنند، من خودم اطلاع دارم، از آنوقتهائى که در زمان احمد شاه یادم هست ما مبتلا بودیم به دزدها، مبتلا بودیم به این اشخاصى که مىآمدند مثل رجبعلى و مثل نایب حسین کاشى و مثل آن میرزا علینقىها و آنها که شما حالا اسمشان را هم نشنیدید، اینها مىرفتند غارت مىکردند، دهاتى که ما در آن بودیم غارت مىکردند. کاشان، اصل حکومت در کاشان نمىتوانست کارى بکند، همهاش این غارتگرها بودند، غارتگرها آنجا غارت مىکردند، همه کارها را انجام مىدادند، تا زمان رضاشاه همه غارتها را منحصر کردند به یک غارتگر، همه را سرکوب مىکردند، یک غارتگر جاى همه نشست و آن غارت مىکرد. پیشتر غارتگرها متعدد بودند بعدش همه سرکوبى شدند، آن هم به - چیزى - که دستورى که از خارج داشتند، همه را سرکوبى کردند و متمرکز شد قوا در یک نفر که آن هم غارتگر بود. شما خیال نکنید که کارى نشده. نه خیلى کار شده، معجزه شده، اعجاز شده. این فریادى که اینجا مىبینید امکان نداشت که سابق یک کسى بیاید و یک صدائى بکند. مىبینید آزادى، نعمت آزادى از همه چیزهاى دنیا بیشتر است. شما الان طورى هستید که مىآئید منزلتان فکر این نیستید که خوب اینجا هستیم، مبادا سازمان امنیت بیاید مثلاً برادرم را بگیرد، پدرم را بگیرد، شوهرم را بگیرد - عرض مىکنم - آنطور چیزها، این خوفها را داشتید. حالا راحت مىخوابید نه سازمان امنیت مىآید و کسى را بگیرد و نه دولت مىفرستد کسى را بگیرد و نه چى و دزدها را دولت گرفته، آن غارتگرها را، آنهائى که شما را اذیت کردند در طول تاریخ، آنها را دارند خوب یکى یکى مىگیرند، بعضىشان را به جزایشان مىرسانند بعضىشان را نمىرسانند. اما شما