صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٥
است و آن کسانى که پاسدار اسلامند اگر بخواهند دیکتاتورى کنند، از پاسدارى ساقط مىشوند به حسب حکم اسلام.
نترسانند مردم را از این قانون اساسى که تصویب کردند عده کثیرى، عدهاى از علماء اسلام و دانشمندان. شماها را اغفال نکنند به اینکه بگویند که این قانون دموکراسى نیست، ما اسلام را هم دموکراسى نمىدانیم. شما را اغفال نکنند اینها، که قانون اساسى براى چند هفته، یک هفته، دو هفته دیگر به آراء عمومى گذاشته مىشود. شما را سرد نکنند از اینکه نروید راى بدهید. بروید راى بدهید. بعد مىخوانند براى شما، قانون را منتشرکنند، مختارید در راى دادن، مىخواهید قبول مىکنید، نمىخواهید رد مىکنید، اگر رد کردید باز درستتر نوشته مىشود و اگر قبول کردید، راى بدهید به آن. بىتفاوت نباشید نسبت به آن چیزى که سرنوشت شما به او وابسته است، اسلام شما به او بسته است. امروز آن چیزى که باید مطرح بشود، آن مسائل اساسى است، مساله قانون اساسى است، مساله رئیس جمهور است، مساله شوراست. باید شما این مطلب را توجه به آن داشته باشید، منحرف از این به هیچ وجه نشوید.
شما پنجاه سال یا بیشتر دندان روى جگر گذاشتید براى این نابسامانىها، دو ماه دیگر دندان روى جگر بگذارید. این حرفها که منتشر مىکنند در اطراف که فلان جا فلان قضیه واقع شده است، آسفالت نشده است، بیمارستان نداریم، طبیب صحیح نداریم، کشاورزیمان کذاست، تمام اینها براى این است که شماها را مایوس کنند از این مسائلى که در اول است و ما باید اول آنها را درست کنیم و بعد سراغ کارهاى دیگر. شما را از این منحرف کنند و متوجه کنند به آن مسائل فرعى، نظیر این مىماند که زلزله آمده باشد و اشخاصى را فرو گرفته باشد و باید همه برویم سراغ نجات آنها، یک دسته بیفتند بگویند آب ما کم است یا زراعت ما کم است و شما را از آن راه باز دارند. الان مملکت یک وضعى دارد که این شیطنتهاى اطراف، دستهاى مختلف درصددند که راه را منحرف کنند و نگذارند که این قانون اساسى بگذرد و دنبالش هم نگذارند که مجلس شورا درست بشود و ریاست جمهورى و این مملکت متزلزل باشد و آنها توطئه بکنند و شما اغفال بشوید، شماها به راههاى دیگر، راههاى صحیح اما راههاى دست دوم. تمامى مطالبى که شما گفتید صحیح است، نه منطقه شما، همه مناطق اینطورى است. یک مملکتى که پنجاه سال کوشش کردند براى اینکه هم جوانهاى ما را عقب نگه دارند و هم فاسد کنند و هم مملکت ما را به هم بریزند، یک همچو مملکتى خیال نکنید که فقط خرمآبادش اینطور است، شما خرم آبادش را مىبینید، کردستانش هم اینطور است، کردستانى هم همین حرف شما را مىزند، خوزستانىها هم همین حرف شما را مىزنند، خراسانىها هم همین حرف شما را مىزنند، این زاغهنشینان اطراف تهران هم همین حرف شما را مىزنند که از شما زندگىشان بسیار بدتر است، لکن مسائل، این مسائل، مسائل دست دوم است. یک مملکتى الان در معرض این است که این اشخاصى که افتادند توى جمعیتها و دارند افساد مىکنند، در معرض این است که نگذارند این نهضت به آخر برسد یا لااقل معطلش کنند.